پرسش و پاسخی از جابربن حیان و امام صادق(ع)

جابر پرسید آیا صدا حرکت می کند ؟

امام صادق (ع) جواب داد : بلی ای جابر، صدا حرکت دارد ولی حرکت آن کندتر از حرکت روشنایی (نور) می باشد و تو وقتی از راه دور می بینی که مردی در دکان آهنگری روی سندان پتک می کوبد صدای برخورد پتک با آهنی که روی سندان است دیر به گوش تو می رسد در صورتی که در همان لحظه که پتک بر سندان فرود می آید تو می بینی که فرود آمد نوری که بر سندان و پتک می تابد دریک لحظه به چشم تو می رسد و تو آن دو را می بینی ، اما صدای برخورد پتک با سندان چون به اندازه  نور سرعت ندارد دیرتر به گوش تو می رسد .

جابر پرسید چقدر دیرتر به گوش می رسد؟

امام صادق ( ع ) جواب داد : این بستگی به فاصله مبداء صدا با تو می باشد و در فواصل نزدیک بعد ازچند لحظه صدا را خواهی شنید و در فواصل دور صدا دیرتر به گوش تو می رسد .

جابر پرسید آیا اندازه فواصل معلوم هست؟

امام صادق ( ع ) فرمود : این موضوع را یکی از حکمای یونان به اسم ارشمیدس  اندازه گرفت و گفت: اگر انسان با مبدأ صدا چهار صد ذرع فاصله داشته باشد صدا در مدت هشت ثانیه شنیده می شود و به همین نسبت هر قدر فاصله ی مبدأ صدا با انسان بیشتر باشد ، صدا دیرتر به گوش می رسد .

جابر گفت : با این حساب که ارشمیدس برای رسیدن صدا به گوش آدمی کرده قاعدتا" هر وقت که خداوند تعالی می خواست با یکی از پیغمبران خود صحبت کند ، هزارها سال طول می کشیده تا این صدای خداوند به گوش یکی از پیغمبران می رسید چون خداوند تعالی در ماورای آسمان هفتم است و از آن جا تا این جهان آن قدر فاصله وجود دارد که به عقل نمی گنجد .

امام جعفر صادق (ع) فرمود:ای جابر این که گفته اند خداوند  تعالی در ماورای آسمان هفتم می باشد برای این است که افراد عادی بتوانند عظمت خداوند تعالی را درک نمایند و خداوند در همه جا هست و جایی نیست که خداوند در آن جا نباشد لذا هر زمان که خداوند تعالی می خواست یکی از پیغمبران خود را مورد خطاب قرار بدهد آن قدر به او نزدیک بود که در لحظه ای که صدای خداوند بر می خاست به گوش پیغمبرش می رسید. اما اگر خداوند ( برفرض ) در ماورای آسمان هفتم هم بود ، در یک لحظه صدایش به گوش پیغمبران می رسد زیرا صدای خداوند تعالی مثل صدای آدمی و سایر موجودات این جهان نیست که برای این که به گوش برسد بایستی مسافات را طی کند و همان طور که خداوند گفت:(( کن )) و در همان لحظه ((یکن)) شد و این جهان بوجود آمد می تواند صدای خود را از دورترین نقطه ی جهان در یک لحظه به گوش پیغمبر خود برساند .

جابر پرسید اگر جهان در یک لحظه بوجود آمد برای چه گفته شده که خداوند ، جهان را در شش روز خلق کرد ؟

امام صادق جواب داد : بنای اصلی جهان در یک لحظه بوجود آمد و مدت شش روز صرف این شد که دنیا قرین تحول بشود و به این شکل که ما امروز می بینیم در آید و تردیدی وجود ندارد که در آغاز خلقت ، جهان دارای این شکل نبوده و تحول در یک مدت طولانی سبب گردیده که جهان دارای این شکل بشود و مدت شش روز که در کلام خدا آمده برای این بوده که مردم عادی ان را بفهمند و تو تصور نکن که شش روز خداوند تعالی مانند شش روز من و تو می باشد ولی محقق است که شش مرحله تحول وجود داشته تا جهان به این شکل در آمده است .



منبع: کتاب "امام جعفر صادق، مغز متفکر جهان شیعه" از مرکز مطالعات اسلامی استراسبورگ ترجمه ذبیح الله منصوری- صفحات 415 ت417

احادیث در مورد امام حسین (ع)

كربلا حرم امن‏

قال ابو عبدالله (عليه السلام):

ان الله اتخذ كربلا حرما آمنا مباركا قبل ان يتخذ مكة حرما

امام صادق (ع) فرمود:
به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد پيش از آنكه مكه را حرم قرار دهد

كامل الزيارات، ص 267 بحار، ج،98، ص 110
سفره‏هاى نور

قال الامام الصادق (عليه السلام)
من سره ان يكون على موائد النور يوم القيامة فليكن من زوار الحسين بن على (عليهما السلام)

امام صادق (ع) فرمود:
هر كس دوست دارد روز قيامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشيند بايد از زائران امام حسين (عليه السلام) باشد.

وسائل الشيعه، ج 10، ص 330، بحار الانوار، ج 98، ص 72.
از زيارت تا شهادت
قال ابو عبدالله (عليه السلام):
لا تدع زيارة الحسين بن على عليهما السلام و مر أصحابك بذلك يمد الله فى عمرك و يزيد فى رزقك و يحييك‏ء الله سعيدا و لا تموت الا شهيدا.

امام صادق (ع) فرمود:
زيارت امام حسين عليه السلام را ترك نكن وبه دوستان و يارانت نيز همين را سفارش كن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زياد كند و خدا تورا با سعادت زنده دارد و نميرى مگر شهيد.

وسائل الشيعه، چ 10 ص335
نشان شيعه بودن‏

 قال الصادق (عليه السلام)
من لم يأت قبر الحسين (عليه السلام) و هو يزعم انه لنا شيعة حتى يموت فليس هو لنا شيعة و ان كان من اهل الجنة فهو من ضيفان اهل الجنة

امام صادق (عليه السلام) فرمود:
كسى كه به زيارت قبر امام حسين نرود و خيال كند كه شيعه ما است و با اين حال و خيال بميرد او شيعه ما نيست واگر هم از اهل بهشت باشد از ميهمانان اهل بهشت خواهد بود.

كامل الزيارات، ص 193، بحار الانوار، ج 98 ص4

حديث محبت‏

عن ابى عبد الله قال:
من اراد الله به الخير قذف فى قلبه حب الحسين (عليه السلام) وزيارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسين (عليه السلام) و بغض زيارته.

امام صادق (ع) فرمود:
هر كس كه خدا خير خواه او باشد محبت حسين (ع) و زيارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كينه وخشم حسين (ع) و خشم زيارتش را در دل او مى‏اندازد.

وسائل الشيعه، ج 10 ص 388، بحار الانوار، ج 98، ص76
زيارت عاشورا

قال الصادق (عليه السلام)
من زار الحسين (عليه السلام) يوم عاشورا وجبت له الجنة

امام صادق (ع) فرمود:
هر كس كه امام حسين (عليه السلام) را در روز عاشوار زيارت كند بهشت بر او واجب ميشود.

اقبال الاعمال، ص568
تربت شفا بخش

‏عن موسى بن جعفر (عليه السلام) قال
و لا تأخذوا من تربتى شيئا لتبركوا به فأن كل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسين بن على عليهما السلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشيعتنا و أوليائنا.

حضرت امام كاظم (ع) در ضمن حديثى كه از رحلت خويش خبرى مى‏داد فرمود: چيزى از خاك قبر من برنداريد تا به آن تبرك جوييد چراكه خودرن هر خاكى جز تربت جدم حسين (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را براى شيعيان و دوستان ما شفا قرار داده است.

مع الاحاديث الشيعه، ج 12، ص533

خواص میوه ها از نگاه ائمه

تأثير انگور
امام صادق ( ع ) مي فرمايند : انگور سياه بخور تا اندوهت از بين برود .
مادرها سعي کنند نفرين نکنند چون که غم و اندوه سراغتان مي آيد . اگر غم و غصه دلتان را گرفت انگور بخوريد .

خواص انجير

امام رضا (ع ) فرموده اند : انجير بوي بد دهان را مي برد .
 استخوان ها را استحکام مي بخشد .  

خواص انار ترش و شيرين

امام رضا ( ع ) فرمودند : انار ترش و شيرين را بمکيد چرا که انسان را نيرو مي دهد و خون را زنده مي سازد . ( انار را بهتر است فشار دهيد و آب آن را بخوريد .

کاهو

پيامبر فرمودند : کاهو بخوريد چرا که خواب مي آورد و غذا را هضم مي کند . 

امام صادق ( ع ) مي فرمايند : کاهو  خون تصفيه مي کند.

نامه ای از طرف خدا ...

امروز صبح که از خواب بیدار  

   شدی،نگاهت می کردم؛و امیدوار بودم که با من حرف  

   بزنی،حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی

   که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی.اما متوجه شدم که

 خیلی مشغولی،مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.

   وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر

   می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من

   بگویی:سلام؛اما تو خیلی مشغول بودی.یک بار مجبور شدی

   منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک

   صندلی بنشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی.

   خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛اما به طرف تلفن

   دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با

   خبر شوی.

   تمام روز با صبوری منتظر بودم.با اونهمه کارهای مختلف گمان

   می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی.متوجه شدم

   قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی،شاید چون خجالت

   می کشیدی که با من حرف بزنی،سرت را به سوی من خم

   نکردی.

   تو به خانه رفتی وبه نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای

   انجام دادن داری.

   بعد از انجام دادن چند کار،تلویزیون را روشن کردی.نمی دانم

   تلویزیون را دوست داری یا نه؟

   در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از

   روزت را جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر

   نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری...باز هم صبورانه

   انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه

   می کردی،شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت نکردی.  

  موقع خواب...،فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد از آن که به

   اعضای خانواده ات شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فوراً

   به خواب رفتی.اشکالی ندارد.احتمالاً متوجه نشدی که من

   همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. من صبورم،بیش از

   آنچه تو فکرش را می کنی.حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو

   چطور با دیگران صبور باشی.من آنقدر دوستت دارم که هر روز

   منتظرت هستم.منتظر یک سر تکان دادن، دعا، فکر،یا گوشه ای از

   قلبت که متشکر باشد.

   خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته

   باشی.خوب،من باز هم منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق

   تو...به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی.  

   آیا وقت داری که این را برای کس دیگری هم بفرستی؟

   اگر نه،عیبی ندارد،می فهمم و هنوز هم دوستت دارم.

   روز خوبی داشته باشی ...  دوست و دوستدارت: خدا

بحث علمي درمورد تناسب عددي سوره ی فلق قرآن كريم

نظم انباشتي (تراكمي يا تجمعي) حروف

اگربه روش انباشتي به حروف هركلمه بسمله بپردازيم خواهيم داشت:

بسم

الله

الرحمن

الرحيم

3

7

13

19

عدد حاصل ازاين روش نيز ازمضارب 7 مي باشد: 191373 = 7 × 27339

اگراين كاررابرعكس كنيم نيز چنين خواهدشد:

بسم

الله

الرحمن

الرحيم

19

16

12

6

عدد حاصل نيز مضرب 7 مي باشد : 6121619 = 7 × 874517

اينجاست كه بايد تسليم حق شد وپذيرفت كه تحدي باقرآن كارهيچ موجودي نيست كه: (قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَـذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً )[الإسراء: 17/88].

ارتباط بسملة با معوذتين

در ( بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ)استعانت به خدا واستعاذة به او مستتر است  

.اگربه رابطه آن با دوسوره پاياني قرآن بپردازيم نيز نكات شگفت آوري به دست مي آيد .

ســورة الفـلـق

ازعجائب بسملة ارتباط حروف آن به سور قرآني است  

,حال ترتيبي راكه ازبسامد حروف بسمله ذكرشد رابا آيات سوره فلق مقايسه مي كنيم نتيجه به قرار ذيل است :

 

ل

م

ا

ح

ر

ن

ي

هـ

س

ب

 

قل

أعوذ

برب

الفلق

من

شرّ

ما

خلق

1

1

3

3

2

1

2

1

 

و

من

شرّ

غاسق

إذا

وقب

و

من

شرّ

النفثت

0

2

1

2

2

1

0

2

1

3

 

في

العقد

و

من

شرّ

حاسد

إذا

حسد

1

2

0

2

1

3

2

2

اگرعدد مذكوررا به ترتيب بنويسيم مي بينيم كه اين عدد 26رقمي نيزازمضارب 7 مي باشد:

                               

گمان نكنيدكه تصادفي است .اگردوقطعه مرتبط سوره رادرنظرگيريم نيزهمين امرهويداست:

1 ـ استعاذة بالله: اين قطعه درآية أول سورة متجلي است: (قل أعوذ برب الفلق). 

2ـ استعاذة من شر خلق الله: درمابقي سوره متجلي است : (من شرّ ما خلق *ومن شرّغاسق إذا وقب  *ومن شرّ النفاثات في العقد*  ومن شرّ حاسد إذا حسد).

عجيب آنكه نظم عددي باين دوقطعه منطبق است:

قل

أعوذ

برب

الفلق

1

1

3

3

 

عدداين قطعه مضرب 7 مي باشد :   3311 = 7 × 473

درمورد قطعه دوم نيز چنين است :

من

شرّ

ما

خلق

و

من

شرّ

غاسق

إذا

وقب

2

1

2

1

0

2

1

2

2

1

 

و

من

شرّ

النفثت

في

العقد

و

من

شرّ

حاسد

إذا

حسد

0

2

1

3

1

2

0

2

1

3

2

2

وعدد 22رقمي حاصل بازهم مضرب 7 مي باشد (الله اكبر) : 

 

بازمي توان گفت كه قطعه دوم خود دوبخش دارد يكي استعاذه ازشرخلق ودومي ازشراعمال آنها :

استعاذة از شرِّ ما خلق واستعاذة از شرِّ أعمال خلق ، عجيب آنكه دراين دوبخش هم اعداد حاصل مضارب 7 مي باشند :

من

شرّ

ما

خلق

و

من

شرّ

غاسق

إذا

وقب

2

1

2

1

0

2

1

2

2

1

1221201212 = 7 × 174457316

و

من

شرّ

النفثت

في

العقد

و

من

شرّ 

حاسد

إذا

حسد

0

2

1

3

1

2

0

2

1

3

2

2

223120213120 = 7 ×31874316160

اين امرنمي تواند نتيجه يك تصادف كورباشد وآنكه نمي پذيرد مصداق شعرمولاناست كه چشم باز وگوش باز وين عمي   حيرتم ازچشم بندي خدا

بسامد حروف بسمله درسوره فلق

    اگربه بسامد حروف بسمله درسوره توجه كنيم مي يابيم كه در9 كلمه آن يك حرف بسمله ودر10 كلمه  آن دوحرف ودر4 كلمه آن سه حرف بسمله تكرارشده است ، پس داريم:

يك حرف

دو حرف

سه حروف

9

10

4

عددحاصل نيز ازمضارب 7 مي باشد: 4109= 7 × 587

سورة الناس

براساس روش پيشگفته نتيجه به قرارذيل است:

بحث علمي درمورد تناسب عددي سوره ی ناس قرآن كريم

قل

أعوذ

برب

الناس

ملك

الناس

إله

الناس

1

1

3

5

2

5

3

5

 

من

شرّ

الوسواس

الخناس

الذي

يوسوس

في

2

1

5

5

3

3

1

 

صدور

الناس

من

الجنة

و

الناس

1

5

2

4

0

5

 عدد 21 رقمي حاصل مضرب 7 مي باشد: 

 

اين امرتصادفي نيست كه اعداد حاصل ازهردو قطعه اين سوره نيزمضارب7 مي باشند:

1 ـ استعاذة بالله تعالى وصفاته:(قل أعوذ برب الناس *ملك الناس *إله الناس).

 قل

أعوذ

برب

الناس

ملك

الناس

إله

الناس

1

1

3

5

2

5

3

5

53525311 = 7 × 7646473

2 ـ استعاذة من الشيطان وصفاته: (من شرّ الوسواس الخناس *الذي يوسوس في صدور الناس *من الجنة والناس).

من

شرّ

الوسواس

الخناس

الذي

يوسوس

في

2

1

5

5

3

3

1

 

صدور

الناس

من

الجنة

و

الناس

1

5

2

4

0

5

5042511335512 =7 × 720358762216

بسامد حروف بسمله درسورهناس :

چنانچه بسامد حروف بسمله رادركلمات سوره حساب كنيم داريم :

يك حرف

دو حرف

سه حرف

4حرفي

5 حرف

5

3

4

1

7

عدد اين بسامد نيزمضرب 7 مي باشد: 71435 =7 × 10205

 

ارتباط بسمله با آيه الكرسي (بسامد حروف بسمله درآيه الكرسي) 

وبه نقل ازرسول الله (ص)، أعظم آيات قرآن آيه الكرسي است كه مشتمل بر50 كلمه است :

(اللّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ) [آية 255  سورة البقرة]. چنانچه بسامدحروف بسمله رادرآيه الكرسي حساب كنيم نتيجه به قرارذيل است :

اللّهُ

لاَ

إِلَـه

إِلاَّ

هُوَ

الْحَيُّ

الْقَيُّومُ

لاَ

تَأْخُذُهُ

سِنَةٌ

4

2

3

3

1

4

4

2

2

3

 

وَ

لاَ

نَوْمٌ

لَّهُ

مَا

فِي

السَّمَوَتِ

وَ

مَا

فِي

الأَرْضِ

0

2

2

2

2

1

4

0

2

1

4

 

مَن

ذَا

الَّذِي

يَشْفَعُ

عِنْدَهُ

إِلاَّ

بِإِذْنِهِ

يَعْلَمُ

مَا

بَيْنَ

2

1

3

1

2

3

4

3

2

3

عدد19 و اثبات اعجاز قرآن

همه رسولان و پیغمبران خداباچنان معجزاتی همایت شده اندکه ثابت می کندازسوی خداآمده اند. وهیچ انسانی نمی تواند همانندآن معجزات راآشکارسازد. موسی چوب دستی راانداخت وبه خواست خدابه مارتبدیل شد. آخرین رسول(پیامبر)خداباچنان معجزاتی همایت نشده بود معجزه او قرآن بود.
چنانچه مردم ازاومی خواهندمعجزه ای نشان دهد، خدابه محمدمی گوید(به آنهابگوآینده ازآن خداست پس منتظرباشیدمن هم باشمامنتظرمی شوم) درسوره مدثروآیه 30ازقرآن می خوانیم "برروی قرآن عدد19راقراردهد" خدامی گویدهمه قرآن برعدد19قابل تقسیم است و19مخرج مشترک سراسرسیستم قرآن است. دلیل آن رادرآیه31می خوانیم. ما، فرشتگان رانگهبانان جهنم قراردادیم وشماره شان را19تعیین کردیم.

1-تاکافران رامضطرب سازیم. 2-تامسیحیان ویهودیان رامتقاعدسازیم. 3-تاایمان مؤمنان را محکم ترکنیم. اکنون برای اولین باردرتاریخ علم داریم بامعجزه هیبت انگیزریاضی که به صورت رازازمحافظت الهی برخورداربوده است، واین معجزه عظیم راخدادرقرآن درسوره مدثر، آیه35اعلام کرده است.

کدریاضی قرآن ازبسیارساده تابسیارمشکل تغییرمی کند.

1-اولین آیه(آیه1:سوره1)"بسم الله الرحمن الرحیم" شامل 19حرف است.

2-هریک ازکلمات بسم الله درهمه قرآن به تعدادی تکرارشده است که همگی مضرب19دارند.

اسم19مرتبه تکرارشده، رحمن57(3*19)مرتبه، رحیم114مرتبه(6*19)

3-قرآن دارای114سوره 6*19

4-مجموع ایات قرآن6346است که می شود19*334. 334آیه شماره گذاری شده و12آیه(بسم الله)شماره گذاری نشده است که می شود112+6234توجه کنیدکه4+6+3+6می شود19.

5-بسم الله114مرتبه تکرارشده است. باوجودغیبت آن درسوره توبه در(سوره نمل دوبارتکرارشده پس دوبارمی شود114=19*6

6- ازغیب بسم الله درسوره توبه تابسم الله اضافی درسوره نمل دقیقاً19سوره می باشد.

7- مجموع شماره سوره ها ازتوبه تانمل(27+26+...+12+ 11+10+9) 342یا18*19

8- این مجموع342همچنین مساوی است بامجموع کلمات بین دوبسم الله سوره نمل وسوره توبه342=19*18

9- اولین آیات معروفی که وحی شد"سوره علق آیه1تا5"شامل19 کلمه است.

10- این اولین وحی19کلمه دارای76حرف است19*4

11- سوره علق ازنظرترتیب زمانی ازاخرقرآن نوزدهمین است.

12- مجموع29سوره ای که(پارافهای قرآنی)(حروف مقطعه)درآنهاآمده است می شود:

822=68+50+7+ 3و 822+14 (14 مجموعه حروفهای مقطعه می شود836=19*44)

قرآن پدیده خاص وبی نظیری داردکه هرگزدرکتاب دیگری یافت نمی شود

فرمایشات گهر بار از امام حسین (ع)

·     بهترين عبادت

امام حسين (ع) مي فرمايد: جمعي خدا را از شوق بهشت مي پرستند، اين عبادت سوداگران است و گروهي خدا را از بيم دوزخ مي پرستند، اين عبادت بردگان است و مردمي هم خدا را از روي شکر مي پرستند. اين عبادت آزادگان و بهترين عبادت است.

·     پاداش عبادت

امام حسين فرمود: هر کس خدا را آنگونه که حق پرستش اوست بپرستند، خدا از فيض خود به او بالاتر از آرزوها و کفايتش ارزاني دارد.

·     کبريايي ازآن خداوند است

يک نفر به امام حسين (ع) عرض کرد: در تو کبر وجود دارد؟ حضرت فرمود: همه کبريايي و عظمت از آن خداوند يگانه است که در ديگري نيست. خداي متعال فرمود: عزت، مخصوص خدا و رسول او و اهل ايمان است.

·     ادب چيست؟

از امام حسين (ع) پرسيدند: ادب چيست؟ فرمود: اين است که از خانه خود بيرون آيي و با هيچ کس برخورد نکني مگر آنکه او را برتر از خود ببيني.

·        پاداش سلام

امام حسين (ع) فرمود: سلام ، هفتاد حسنه دارد، شصت و نه حسنه آن، ازآن سلام کننده و يکي ازآن جوابگو است.

·     بخيل کيست؟

امام حسين (ع) فرمود: بخيل کسي است که از سلام کردن بخل ورزد.

·     نشانه هاي خائن و بدکار

امام حسين مي فرمايد: « درستکار آسوده است، بي گناه بي باک، خيانتکار ترسان و بدهکار هراسان است. هرگاه آشفتگي و بلا بر عاقلي روي آورد اندوه خود را با دور انديشي مي زدايد و براي چاره جويي در خانه عقل را مي کوبد.

·     سلام قبل از کلام

مردي با امام حسين (ع) آغاز سخن کرد که خدا عافيتت بخشد، حالت چگونه است؟ فرمود: خدا عافيتت دهد سلام کردن بر سخن گفتن مقدم است. سپس فرمود: تا کسي سلام نداده به او اجازه سخن گفتن ندهيد.

·     صفات نيک

امام حسين (ع) در خطبه اي فرمود: هان اي مردم! در اخلاق شايسته و والا با هم رقابت کنيد و در سودهاي معنوي و بهشتي از هم پيشي گيريد، مپسنديد آن کار نيکي را که در آن شتاب ننموده ايد.

بدانيد که هر کار نيکي، سپاسي را بهره مي دهد و پاداشي را از پي مي آورد، چنانچه کار نيک را مجسم بنگريد، آن را در چهره انساني نيکو و زيبا مي ديديد که ناظران را مسرت مي بخشد. هر کس که بخشش کرد ، سروري يافت و هرکس بخل ورزيد، فرو مايه شد.

·     راستي و دروغ

امام حسين (ع) فرمود: راستي، عزت است و دروغ، ناتواني، اسرار امانت است و همسايگي، خويشاوندي، ياري رساني صميميت است و کار، تجربه آموزي، اخلاق نيک عبادت است و سکوت، زينت، تنگ نظري و آزمندي، فقر، بخشندگي دارايي و مهرباني، خردمندي است.

·     سوگند زياد

امام حسين (ع) فرمود: از سوگند زياد بپرهيزيد زيرا سوگند آدمي از چهار خصلت سرچشمه مي گيرد: يا از خواري است که در خود مي يابد و او را بر ذلت تصديق مردمش بر مي انگيزد و يا از ناتواني در منطق است که سوگندها را پرکننده خلأها و پيوند ساز سخنان بي ربط خود مي کند و يا از بدبيني مردم است که از آنان نسبت به خود سراغ دارد و مي داند که سخنش را جز با سوگند نمي پذيرند و يا از آن روست که زبان خود را بي انديشه بکار مي گيرد.

·     آداب سخن

امام حسين (ع) فرمود: پشت سر کسي که از تو ناپيداست چيزي مگو، مگر آنچه که مي پسندي او پشت سرت از تو گويد و همانند بنده اي رفتار کن که مي داند به گنهکاري خود گرفتار مي شود و به نيک رفتاري خود پاداش مي گيرد.

·        خوف از خدا

به امام حسين (ع) عرض شد: بيم تو از پروردگارت چه فراوان است؟ فرمود: در روز قيامت جز آنکس که در دنيا خوف خدا داشته کسي ايمن نيست.

·     گريه از خشيت الهي

روايت شده که امام حسين (ع) فرمود: گريستن از خشيت خدا، رهايي از آتش دوزخ است و فرمود: گريه ديده ها و خشيت دلها، رحمتي از خداست.

نرم افزار قرآنی

   بنام خدا

ترجمه گویای فارسی قرآن کریم

    اینم یه نرم افزار توپ قرآنی برای علاقمندان و دوستدارن قرآن

 

                                   

                           Image
 
روی لینک کلیک کنید

اعجاز اعداد در قرآن

آقای دکتر طارق الشیودان اخیراً کشفیات بسیار جالب، قابل توجه و تعمقی در آیات قرآن، به شرح زیر داشته‌اند:
برابری یک چیز با چیز دیگر، به عبارتی برابری اضداد!
مثال: برابری مرد با زن.
هر چند این نکته از لحاظ دستور زبان عجیب می‌نماید، لیکن آنچه برابر مجموع آیات قرآن مجید آشکار می‌گردد این است که:
کلمه مرد 24 بار در قرآن مقدس آمده است .
همچنین کلمه زن نیز 24 بار در قرآن مقدس آمده است .
یعنی 24 = 24
سپس مطابق آنالیز آیات مختلف مشخص شده که این همسانی در تنقیضات در تمامی قرآن کریم صادق است. قرآن مجید مشخص می‌کند که یک چیز با چیز دیگری (یا به عبارتی با متضاد خود و یا ریشه خود) برابر است.

در ادامه نتایج شگفت‌آور حاصل از محاسبه کلمات عربی قرآن مجید و رمز اعداد را خواهید یافت.
کلمات و دفعات تکرار در جمع آیات قرآن مجید

دنیا (یکی از نام‌های زندگی): ١١۵
آخرت (نامی برای زندگی پس از این جهان): ١١۵

ملائکه: ٨٨
شیاطین: ٨٨

زندگی: ١۴۵
مرگ: ١۴۵

سود: ۵٠
زیان: ۵٠

ملت (مردم): ۵٠
پیامبران: ۵٠

ابلیس(پادشاه شیاطین): ١١
پناه‌جوئی از شرّ ابلیس: ١١

مصیبت: ٧۵
شکر: ٧۵

صدقه: ٧٣
رضایت: ٧٣

فریب خوردگان (گمراه شدگان): ١٧
مردگان (مردم مرده): ١٧

مسلمین: ۴١
جهاد: ۴١

طلا: ٨
زندگی راحت: ٨

جادو: ۶٠
فتنه: ۶٠

زکات: ٣٢
برکت: ٣٢

ذهن : ۴٩
نور: ۴٩

زبان: ٢۵
موعظه (گفتار، اندرز): ٢۵

آرزو: ٨
ترس: ٨

آشکارا سخن گفتن (سخنرانی): ١٨
تبلیغ کردن: ١٨

سختی: ١١۴
صبر: ١١۴

محمد (صلوات الله علیه): ۴
شریعت (آموزه‌های حضرت محمد صلی الله علیه و آله): ۴

مرد: ٢۴
زن: ٢۴

و نیز جالب خواهد بود به دفعاتی که کلمات زیر در قرآن ظاهر شده‌اند نگاهی داشته باشیم:

نماز: ۵
ماه: ١٢
روز: ٣۶۵
دریا : ٣٢ ، زمین (خشکی): ١٣

%٧١٫١١١١١١١١=٣٢/۴۵*١٠٠q = دریا

%٢۵٫٨٨٨٨٨٨٨٩=۴۵/١٣*١٠٠q = خشکی

۴۵ = ٣٢ + خشکی + دریا = ١٣

دانش بشری به تازگی اثبات نموده که آب ٧١٫١١١ % و خشکی ٢٨٫٨٨٩ % از کره زمین را فراگرفته است.
آیا می‌توان گفت که این‌ها همه بر حسب اتفاق در قرآن مجید آمده است؟
پرسش این است که چه کسی این علم را به پیامبر اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) آموخته است؟
پاسخ بی اختیار در ذهن خواهد درخشید.
خداوند قادر مطلق این همه را بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) در قالب قرآن، کلام وحی آموخت.

آیه ٨٧ از سورهء انبیاء:

لا اِلهَ اِلاّ اَنت سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین .

سُبحانَ اللهِ و بِحَمدِهِ سُبحانَ اللهِ العَظیم .

خدايا!

هم ياد کردن ما تو را، لطف توست و هم ياد کردن تو، ما را.

اگر اطاعت امر تو نبود هرگز با کوزه خاطر خويش بر ساحل درياي ياد تو گذر نمي کردم چرا که مي دانم ظرف وجود من شايسته من است، نه بايسته تو.....!!!!!!! !!!

(مناجات الذاکرين)

خدایا !

تو آنچنانی که من دوست دارم...

پس مرا آنچنان کن که تو دوست داری

یاصاحب الزمان(عج)

مي دانم که مي آيي و مي گذرد اندوه سالهايي که بي تو گذشت

حقوق اعضای بدن

بزر گترين حق خداوند بر تو اينست که : فقط او را بپرستي و در عبوديت

کسي او را شريک نگرداني  که اگر اين کار را از روي اخلاص انجام دهي 

خداوند بعهده گرفته است که امور دنيا وآخرت تو را کفايت کند.

حق نفس بر تو اينست که :

به اطاعت خداوند عزوجل در آوري.

حق زبان بر تو اينست که :

گرامي اش داشته.به گفتار زشت آلوده نسازي.وبه سخن نيک عادت دهي

ومسائلي  را که هيچ فائده در آن نيست ترک کني

وبه مردم نيکي نموده.با انان پسنديده سخن گوئي

حق گوش بر تو اينست که :

از شنيدن غيبت پاک سازي او را و از مجموعه سخنان حرام باز داري.

حق چشم بر تو اينست که :

از نگاه حرام باز داري و از نگاه خود عبرت گيري.

حق دست بر تو اينست که :

آنرا به سوي محرمات دراز نکني.

حق پا بر تو اينست که :

به سوي محرمات نرود.بر همين پاها (فرداي قيامت ) در صراط مي ايستي

پس مواظب باش که پاهايت از صراط نلغزد (که در اتش جهنم خواهي افتاد

)به جهنم نيفتي.

حق شکم بر تو اينست که :

آنرا ظرفي براي حرام قرار ندهي وبيشتر از سيري در آن نريزي.

حق فرج(آلات جنسي)بر تو اينست که :

از زنا آن را باز داري واز نگاه ديگران حفظ کني.

حق نمازبر تو اينست که :

بداني نماز ورود بر خداوند عزوجل است و تو در آن حال در مقابل خداي

متعال ايستاده اي واگر اين را بداني همچون بنده اي ذليل و حقير که رغبت

به رحمت خدا دارد و ترس از عذاب او دارد واميد به قبول بسته وخوف و

نيازمند وبا کمال فر وتني در حال تضرع وبا وقار سکينه مولايش را تعظيم

مي کند به نماز مي ايستي و نماز را با حضور قلب بخواني ودر آن حدود

وحقوق قانون نماز را انجام دهي.

نیکی و بدی

بسم الله الرحمن الرحیم

   خلق الانسان من نطفه فاذا هو خصیم  مبین (4)

   فیه شفاء للناس ان فی ذلک لایه لقوم متفکرون (69)

    ولله غیب السموات  و الارض و ما امر الساعه الا کلمح البصر او

   هو اقرب ان الله علی کل شی قدیر (77)

                                  ترجمه آیات

خدا انسان را از نطفه بی قدر بیافرید آنگاه  انسان اصل

 خلقت خودرا فراموش کرده و با خالق به خصومت  برخاست

در آن (عسل) شفاء مردمانست  در این کار نیز آیت قدرت خدا برای

 متفکران پیداست

   تنها خدا غیب آسمانها و زمین آگاهست و بس و کار ساعت

   قیامت مانند چشم بر هم زدن یا نزدیکتر بیش نیست

   که خدا البته بر هر چیز تواناست (77)

1. دو چیز است که جزای آن را در دنیا می دهند : ظلم ، و بدرفتاری با پدر و مادر.

2. سخن حق را از هر کس شنیدی بپذیر، اگر چه دشمن و بیگانه باشد و ناحق را از هر که شنیدی نپذیر، اگر چه دوست و نزدیک باشد.

3. خوشا به حال آن کس که باطنش نیکو و ظاهرش خوب است و شرش به دیگران نمی رسد.

4. هرکس که به درستی و حقیقت مسلمان شده باشد ، هرگز آنچه را که به خود نمی پسندد در حق دیگران روا نمی دارد .

5. جامه ای که بر پیکر دیگری بپوشانی، برایت پاینده تر از جامه ای است که خود آن را به تن کنی .

6. بهترین شما  کسی است که بر اهل و عیالش مهربان تر باشد.

7. دو خصلت است که بهتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا  و مفید بودن برای مردم .

8. خوشا به حال آن کس که زیادی مال خود را ببخشد و از سخن گفتن زیاد خودداری کند .

9. در این جهان فقط یک چیز دچار تحول نمی شود و آن خداوند است .

10. هر که تیغ ستم برکشد ، با همان تیغ کشته خواهد شد .

11. در مصاحبت کسی که تو را همسنگ خود نداند خیری نیست .

12. دو چیز را پیوسته در یاد دار: خدا  و مرگ . دو چیز را فراموش کن: نیکی خود و بدی دیگران .

13. بهترین جهاد آن است که با نفس و هوی و هوس خود مبارزه کنید.

14. کسی که خودخواهی و اسراف پیشه کند، از برتری و بزرگواری می افتد.

15. هر که بر مرکب باطل سوار شود ، آن مرکب او را در سرزمین پشیمانی پیاده خواهد کرد .

16. دو چیز عجیب است: «سخن حکمت آمیزی که سفیه گوید»، آن را بپذیرید ؛ و «سخن زشتی که خردمند گوید»، از آن در گذرید.

17. روزگار دوگونه است: روزی به سودت و روزی به زیانت، روزی که به مراد تو است سرکشی مکن و روزی که به زیانت بود، شکیب ورز.

18. زیاده روی در ملامت و سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور می سازد.

19. دینِ مرد  خرد اوست؛ کسی که عقل ندارد، دین ندارد.

تواضع و فروتنی

       بسم الله الرحمن الرحیم

 قال لم اکن لا سجد لبشر خلقته من صلصال من حمامسنون(33)

   قال فاخرج منها فانک رجیم (34)

   وان علیک اللعنه الی یوم الدین (35)

   قال رب فانظرنی الی یوم یبعثون (36)

   قال فانک من المنظرین (37)

   قال رب بما اغویتنی لازینن لهم فی الارض و لا غوینهم اجمعین (39)

   الا عبادک منهم المخلصین (40)

   قال هذا صراط علی مستقیم (41)

                                  ترجمه آیات

   شیطان پاسخ داد که من هرگز به بشری که از گل لای کهنه خلقت کرده ای

   سجده نخواهم کرد  (33)

   خدا فرمود از صف ساجدان  خارج شو که تو رانده درگاه ما شدی (34)

   و لعنت ما تا روز جزا بر تو محقق و حتمی گردید (35)

   پروردگارا پس تا روز قیامت که خلق مبعوث می شوند مهلت عطا فرما (36)

   خدا فرمود آری تو را مهلت خواهم داد (37)

   شیطان گفت خدایا چنانچه مرا گمراه کردی من  نیز در زمین (همه چیز را)

   را در نظر فرزندان آدم جلوه می دهم و همه آنها را گمراه خواهم کرد (39)

   بجز بندگان پاک خالص تو را (40)

   خدا  فرمود همین اخلاص و پاکی سیرت راه مستقیم بدرگاه رضای من است (41)

                                                                           سوره حجر

عظمت نماز و پيامدهاى سبك شمردن آن

با حذف اسناد از سرور زنان ، فاطمه ، دختر سرور پيامبران - كه درودهاى خداوند بر او و بر پدر بزرگوار و شوى گرامى و پسران اوصياء او باد! - نقل مى كنم كه وى از پدر بزرگوارش حضرت محمّد (ص ) پرسيد اى پدر جان ! سزاى هر مرد و زنى كه نماز را سبك بشمارد، چيست ؟ فرمود: اى فاطمه ، هر كس چه مرد باشد و چه زن ، نمازش را سبك بشمارد، خداوند او را به پانزده مصيبت گرفتار مى نمايد: شش چيز در دار دنيا، و سه چيز هنگام مرگ ، و سه چيز در قبرش ، و سه چيز در قيامت هنگام بيرون آمدن از قبر.
امّا مصيبتهايى كه در دار دنيا بدان مبتلا مى گردد:
نخست اينكه : خداوند، خير و بركت را از عمر او برمى دارد.
دوّم اينكه : خداوند، خير و بركت را از روزى اش برمى دارد.
سوّم اينكه : خداوند - عزّوجلّ - نشانه صالحان را از چهره او محو مى فرمايد.
چهارم اينكه : در برابر اعمالى كه انجام داده اجر و پاداش به او داده نمى شود.
پنجم اينكه : دعاى او به سوى آسمان بالا نمى رود و مستجاب نمى گردد.
ششم اينكه : هيچ بهره اى در دعاى بندگان شايسته خدا نداشته و مشمول دعاى آنان نخواهد بود.
و امّا مصائبى كه هنگام مرگ به او مى رسد:
نخست اينكه : با حالت خوارى و زبونى جان مى دهد.
دوّم اينكه : گرسنه مى ميرد.
سوّم اينكه : تشنه جان مى سپارد، به گونه اى كه اگر آب تمام رودخانه هاى دنيا را به او بدهند، سيراب نگشته و تشنگى اش برطرف نخواهد شد.
و امّا مصيبتهايى كه در قبرش بدان گرفتار مى گردد:
اوّل اينكه : خداوند فرشته اى را بر او مى گمارد تا او را در قبر نگران و پريشان نموده و از جايش بركَنَد.
دوّم اينكه : خداوند گور را بر او تنگ مى گرداند.
سوّم اينكه : قبرش تاريك مى شود.
و امّا مصائبى كه در روز قيامت ، هنگام بيرون آمدن از قبر، بدان مبتلا مى شود:
نخست اينكه : خداوند فرشته اى را بر او مى گمارد تا در حالى كه مردم به او مى نگرند، او را به رو بر زمين بِكَشَد.
دوّم اينكه : سخت از او حساب مى كشند.
سوّم اينكه : خداوند هرگز نظر [رحمت ] به او ننموده و [از بديها] پاكيزه اش نمى گرداند، و براى او عذاب دردناكى خواهد بود.

علی(ع)

http://i35.tinypic.com/5p3afn.jpg

چه رنجي بزرگ تر از اينکه ملتي عاشق علي باشد و عاقبت يزيد را داشته باشد؟ و چه رنجي بالاتر از اينکه کساني که مي بينيم در چه سطحي از معنويت، از آگاهي، از منطق و از انصاف هستند بايد از علي و از مکتب علي سخن بگويند و مردم را با مکتب علي آشنا کنند؟ و چه رنجي بالاتر از اينکه در اين دنيا يک ملتي، يک گروهي هست که مارک علي بر پيشاني سرنوشتش خورده و از فقر، از خواب، از تخدير، از تفرقه و از کوتاه انديشي، و از بدبيني، ضعف و ذلت رنج ببرد؟ و چه رنجي بالاتر از اينکه الان مي بينيم نسل قديم ما که به علي و به مذهب علي وفادار مانده، قدرت زايندگي خودش و حرکت خودش را از دست داده، به جمود و توقف دچار شده و نسل آينده را نمي تواند به تاريخ و فرهنگ و مذهب علي پيوند دهد و آنچه را که شهداي بزرگ شيعه و علماي بزرگ شيعه و بزرگان و فداکاران و مردم عاشق شيعه به اين نسل سپرده اند نمي توانند به نسل بعد از خود انتقال دهند.
                          دکتر علي شريعتي

هيچ کس چون علي درميان جمع نبود:جمع فقيران،پيران،کودکان يتيم،بيوه زنان و...وهيچ کس چون علي در عين زندگي در جمع تنها و غريب نبود.به زندگي جمعي عشق مي ورزيد ولي جمعش چنان نابسامان بود که او ناگزير مي فرمود:به خداسوگند دوست دارم که خدا مرا ازميان شما ببرد و به سوي رحمت خود فرا خواند.
به فرموده قرآن که آدمي سه روز مهم در مرگ و زندگي دارد امام علي هرسه آن را به بهترين وجه واجد است:روز تولدش درخانه خدا،روز شهادتش در مسجد خدا و روز قيامت هم در آغوش رحمت خداست.او به جهانيان ثابت کرد که"لِلحَقِّدَولةً و للباطِلِ جَولَة"حق براي هميشه جاودان مي ماند و باطل پس از چند صباحي نابود مي گردد.

 

مقام حضرت علي‌(ع) از زبان نبي اكرم(ص)

پيامبر عاليقدر اسلام(ص) مي‌فرمايد:
مَنْ ارادَ أنْ يَنْظُر الي نوحَ في تَقْواهْ
وَ الي ابراهيمَ في حِلْمِهْ ,
وَ الي موسي في هَيْلتِهْ ,
و الي عيسي في عِبادَتِه ,
فَلْيَنْظُرَ الي عَليِّ بن ابيطالب   (بحارالانوار ج39 / ص35 )
هركسي بخواهد به تقواي نوح(ع) بنگرد,
و نيز به حلم و بردباري ابراهيم(ع) بنگرد,
و نيز به هيبت و شكوه موسي(ع) بنگرد,
و نيز به عبادت عيسي(ع) بنگرد, بايد آن شرائط را فقط در شخصيت والاي علي‌بن ابيطالب جستجو كند.

ايمان حضرت علي(ع) از زبان نبي اكرم(ص)
نبي مكرم اسلام(ص) مي‌فرمايند: لَو انَّ السَّماواتِ وَالاَرضِ وُضِعَتْ في كَفَّةٍ وَ وُضِعَ ايمانُ عليٍّ في كَفَةٍ لَرَجَحَ ايمانُ علي(ع)
هر آينه اگر همه آسمانها و زمين در كفه‌اي از ترازو و ايمان علي(ع) در كفه‌ ديگرش گذاشته شود, حتماً كفه ايمان علي(ع) سنگين‌تر خواهد بود.

علم حضرت علي(ع) از زبان نبي اكرم(ص)
پيامبر خدا(ص) فرموده: انا مدينة العلم و عليٌّ بابها  ينابيع‌المودة ج1 / ص 85
من شهر علم و علي دروازه‌ي آن است.

                        

شهادت
وقتي كه عبدالرحمان بن ملجم مرادي صبح روز 19 ماه رمضان در محراب مسجد كوفه

ضربت شمشيرش را بر فرق اميرمؤمنان علي(ع) در هنگام نماز فرود آورد و آنحضرت

در خاك و خون غلطيد و فرمود:
بسم‌الله وباالله و علي ملة رسول‌الله فزت و رب‌الكعبه ( منتهي‌الامال ج1 / ص 174)
به خداي كعبه رستگار شدم, آنگاه از خاك محراب برمي‌داشت و بر فرق سرش مي‌ريخت و مي‌فرمود:
منها خلقناكم و فيها نعيدكم و منها نخرجكم تارة اخرت  ( طه / 55)  
ما شما را از خاك آفريديم و در آن باز بازمي‌گرديم و از آن نيز بار ديگر شما را بيرون مي‌آوريم.
مردم كوفه به سر وصورت خود مي‌زدند و فرياد و اعلياه سر مي‌دادند, جبرئيل هم در ميان زمين و آسمان فرياد برآورد و مي‌گفت: تَهَدَّمَتْ وَاللهِ اركانُ الْهُدي وَانْفَصَمَتْ العْرُوَةُ الْوُثقي, قُتِلَ ابْنُ عَمَّ الْمُصْطَفي, قُتِلَ عليٌّ الْمُرتَضي 
منتهي‌الامال ج1 / ص 174
به خدا پايه‌هاي هدايت فروريخت و ديواره‌ي عروة الوثقي (دژ پولادين آيين خدا) در هم شكست و پسرعموي محمد مصطفي به قتل رسيد, علي مرتضي به شهادت رسيد

شبی از هزار ماه بالاتر

بسم الله الرحمن الرحیم

 
  

   انا انزلنا فی لیله القدر (1)

 

   و ما ادراک ما لیله القدر (2)

 

   لیله القدر خیر من الف شهر (3)

 

   تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر (4)

 

   سلام هی حتی مطلع الفجر (5)

                                                               
 
 
                             ترجمه آیات  
 
   ما این قرآن عظیم الشان را در شب قدر نازل کردیم (1)
 
   و چه تو را به عظمت این شب قدرآگاه تواند کرد (2)
 
 
   شب قدر از هزار ماه بهتر و بالاتر است (3)
 
 
  دراین شب فرشتگان وروح (جبرئیل) به اذن خدا ازهرفرمان نازل می گرداند(4)
 
 
   این شب رحمت و سلامت و تهنیت است تا صبحگاه (5) 
 

سورة البَيِّنةِ (۰)
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ 
لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ (۱) رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُّطَهَّرَةً (۲) فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ (۳) وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إلاّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ (٤) وَمَا أُمِرُوا إلاّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلاَةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ (۵) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُولئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ (۶) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيِّةِ (۷) جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْري مِن تَحْتِهَا الآنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ (۸)

به نام خداوند بخشنده ي مهربان
1. كافران اهل كتاب و مشركان «مي‌گفتند:» دست از آيين خود بر نمي‌دارند تا دليل روشني براي آن‌هاي بيايد
2. پيامبري از سوي خدا «بيايد» كه صحيفه‌هاي پاكي را «بر آن‌ها» بخواند
3. و در آن نوشته‌هاي صحيح و پر ارزشي باشد
4. اهل كتاب «نيز در دين خدا» اختلاف نكردند مگر بعد از آن‌كه دليل روشن براي آنان آمد
5. و به آن‌ها دستوري داده نشده بود جز اينكه خدا را بپرسند در حالي كه دين خود را براي او خالص كنند و از شرك به توحيد بازگردند، نماز را برپا دارند و زكات را بپردازند؛ و اين است آيين مستقيم و پايدار
6. كافران از اهل كتاب و مشركان در آتش دوزخند، جاودانه در آن مي‌مانند؛ آن‌ها بدترين مخلوقاتند
7. اما كساني كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترين مخلوقات «خدا»يند

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

شفا

گزارش شیعه نیوز ، دلهای پریشانی که بر اثر بیماری دختر19 ساله ی خود که فلج

   است و از ویلچر استفاده می کند به شدت غرق اندوه بود ومراجعه فراوان به پزشکان

    سودی نداشت که پزشکان نیز حتی ازدرمان وی قطع امید کرده بودند.

   ولی این دختر که دعاء عبد الکریم السهلانی نام دارد واهل امارات متحده عربی ودقیقا

   اهل شارجه می باشد به همراه خانواده اش تنها امید خود را به کسانی بستند که خداوند

   مرقدشان را قطعه ای از بهشت قرار داد ، این خانواده عزم سفر کرده وبه سوی

   سرزمین پیامبران واولیای خدا در نجف اشرف وکربلای معلی رهسپار گشتند .

   آنان در حالی دیار خود را ترک می کردند که به کسانی که به آنان امید بستند اطمینان

   کامل داشتند ، انان داخل سرزمین عراق شدند با تمام اشتیاق لازم برای زیارت ولی

   صالح خدا وبا حالتی گریان وارد حرم مطهر شدند.

    این پدر به همراه دختر خود با ویلچر وارد حرم مطهر امیر مؤمنان علیه السلام شدند

    وبا حالت تضرع والتماس به نزدیک ضریح رسیدند صدای تکبیر وصلوات بلند شد

    ودختر توانست روی پای خود بایستد.

  او درکنارپدرگریانش ایستاد در حالی که خود نیز باور نداشت شفا گرفته است پدردختر

   خود را همراهی کرد تا نزد مادر وخواهرانش برساند مادرش با دیدن این صحنه

   نتوانست اشکهای خود را پنهان نماید ودر حالی که شفای او را تبریک می گفت و گریه

   می کرد او را در آغوش گرفت.

   لحظاتی بعد صدای مؤذن بلند شد وهنگام نماز ظهر در آستان مقدس علوی این دختر

    برای ادای فریضه نماز ایستاد وسپس دو رکعت نماز شکر خواند تا خدا را به خاطر

    شفا گرفتن به برکت مولای موحدان علی علیه السلام سپاس گوید

 

 

  

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

تلاوت های قران (مجلسی)

مجموعه قرائت های مجلسی ویژه موبایل - AMR    
Imageمجموعه ۷۰ قرائت های مجلسی از قاریان برتر دنیا ویژه موبایل تقدیم به کاربران عزیز  

عبدالعال (سوره قمر 54-55 ،رحمان 1-40)

عبدالعال (حشر 22-24)

عبدالعال (نازعات 36-41)

عبدالباسط (انبیا،فجر،شمس)

عبدالباسط (قصص 5-28،حاقه 1-24)

عبدالباسط (قمر،رحمان 1-27)

عبدالباسط (حشر 18،تکویر فجر)

عبدالباسط (حشر 22-24)

عبدالباسط (حجر ،قیامه،نصر،تکویر)

عبدالباسط (مائده 109، تکویر)

عبدالباسط (مریم 1-36، تکویر)

عبدالباسط (مدثر،قیامه)

عبدالباسط (نازعات 27)

عبدالباسط (واقعه 75، شمس)

البنا (نازعات 27-41)

البنا (واقعه 1-40)

البهتیمی (ابراهیم 31-48)

البهتیمی (اسرا 8-34)

بسیونی (الرحمن 1-21)

غلوش (بروج 11، الحاقه)

غلوش (اخلاص)

علامه طباطبایی (مریم 26-31)

عمران (غافر 1-9)

عمران (قیامه، دهر، انفطار)

حصان (انبیا 47-84)

حصان (فاطر (1-12)

مصطفی اسماییل (آل عمران33-62)

مصطفی اسماییل (اخلاص)

مصطفی اسماییل (فاطر 1-24، حاقه 1-12)

مصطفی اسماییل (ق)

مصطفی اسماییل (ق 31، ذاریات1-28، طارق)

مصطفی اسماییل (کهف 13-31، ضحی، شمس)

مصطفی اسماییل (لقمان، حاقه 1-12)

مصطفی اسماییل (نجم 31- قمر 1-15)

مصطفی اسماییل (نجم 32، قمر 1-16)

مصطفی اسماییل (نازعات 36-41)

مصطفی اسماییل (تحریم - حاقه 1-12)

محمد اللیثی (آل عمران 189-195)

کریم منصوری (هود 69-83)

کریم منصوری (لقمان 1-10)

کریم منصوری (مطففین 22-28، شمس)

منشاوی (احلاص)

منشاوی (اسرا 1-14)

منشاوی (فصلت)

منشاوی (غافر 39-68)

منشاوی (حشر 22-24)

منشاوی (روم 17-30- ضحی-شمس- حمد)

سعید مسلم (اعلی)

سعید مسلم (اخلاص)

سعید مسلم (حدید 25 - حشر 22-34)

سعید مسلم (نوح 15)

سعید مسلم (تکویر)

سعید مسلم (تکویر 1-20)

احمد نعینع (فتح 28)

استاد پرهیزگار (نحل 84-98)

استاد پرهیزگار (نوح 62، فرقان 1-11)

سید سعید (لیل)

محمد حسین سعیدیان(یس 28-54)

محمد حسین سعیدیان(یوسف 1-22)

شحات محمد انور (دهر 1-22)

شحات محمد انور (اخلاص)

شحات محمد انور (فصلت)

شحات محمد انور (قصص 1-25)

شحات محمد انور (کهف 107 - شمس - ضحی- زلزال)

شحات محمد انور (نازعات 26-41)

شحات محمد انور (ضحی - شرح - تین - علق)

شعشاعی (اخلاص)

محمود طبلاوی (انبیا 101- طارق - بلد

نرم افزار های مخصوص ماه مبارک رمضان

با توجه به اینکه تو ایام ماه رمضان به سر می بریم آپ های جدید رو فقط به مسائل مذهبی اختصاص دادم

امیدوارم مورد توجه تون قرار بگیره

از همه ی شما دوستان عزیز التماس دعا دارم

این فایلها رو از سایت یاسین مدیا برداشتم

ترتیل کل قرآن کریم با صدای مشاری العفاسی - به تفکیک جز

Imageترتیل کل قرآن کریم با صدای استاد مشاری العفاسی به تفکیک جز (با پسوند MP3 ) تقدیم به کاربران عزیز

دانلود در ادامه مطلب

 

ادامه مطلب...

چقدر خنده داره که...!

ــ چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الاهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 90 دقیقه فوتبال مثل برق و باد می گذره!

ــ چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

ــ چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!

ــ چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
ــ چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن یا دعا سخته اما خوندن 100 صفحه از یه رمان عاشقانه آسونه!

ــ چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی مثل یه مسجد یا هیأت تمایل داریم!

ــ چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

ــ چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان افراد مقدس و قرآن رو به سختی باور می کنیم!

ــ چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!

ــ چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!

وصیتی به امیر المومنین

يا علي ! براي مؤمن در دنيا سه خوشحالي است : ديدار برادران افطار از روزه ، تهجّد در پايان شب .
يا علي ! سه چيز است كه اگر در كسي نباشد كاري از او پا نگيرد ( و در كارها توفيق نيابد ) پارسايي ( و ورعي ) كه حايل شود او را از نافرماني هاي خداي عزّ و جّل ، و خلق و خويي كه به وسيله آن با مردم مدارا كند ، و بردباري و حلم كه به وسيله آن جهالت و ناداني جاهل ( و افراد نادان ) را برگرداند .
يا علي ! سه خصلت از حقيقت هاي ايمان است : انفاق و بخشش در تنگدستي ، انصاف مردم از خويشتن ، بذل دانش به دانشجو .
يا علي ! سه چيز از مكارم اخلاق است : عطا كني به كسي كه تو را از عطاي خويش محروم ساخته ، پيوند كني با كسي كه از تو بريده ، عفو كني و بگذري از كسي كه به تو ستم كرده است .
يا علي ! سه چيز است كه هر كس خداي را با آن سه ديدار كند از برترين مردم خواهد بود : كسي كه به پيشگاه خدا برود با انجام هر چه خدا بر او فرض و واجب كرده كه او از زمره ي عابدترين مردم است ، كسي كه پارسايي ورزد از محرمات الهي كه او از پارساترين مردم است ، كسي كه قناعت كند به آنچه خدا روزي اش كرده كه او از بي نيازترين مردم است .
يا علي ! سه چيز است كه اين امت طاقت آن را ندارد . مواسات با برادر ديني در مال ، انصاف مردم از خويش ، و ذكر و ياد خدا در هر حال ، و آن ذكر « سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اكبر » نيست ، بلكه هر گاه بر عملي درآمد كه بر او حرام گشته از خداي عزّ و جلّ بترسد و آن را واگذارد .
يا علي ! سه چيز است كه حافظه را زياد كند و بيماري را ببرد . كندر ، مسواك كردن ، خواندن قرآن .
يا علي ! سه چيز از وسواس است : خوردن گِل ، گرفتن ناخن ها با دندان ، جويدن ريش .
يا علي ! از سه خصلت تو را نهي مي كنم ( و به سختي باز مي دارم ) : حسد ، حرص ، تكبر .
يا علي ! ( بهره و شيريني ) زندگي در سه چيز است : خانه ي فراخ ، زن نيكو ، اسب ميان تهي .
 

يك ليست از معروفهاي قرآني كه اذان استاد موذن زاده رو هم از تو اين ليست ميتونين انتخاب و دانلود كنيد

 

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان

1

مرحوم استاد رحیم مؤذن زاده اردبیلی 1

325

0:04:25

2

مرحوم استاد رحیم مؤذن زاده اردبیلی 2

1,083

0:04:35

3

مرحوم استاد رحیم مؤذن زاده اردبیلی 3

1,243

0:05:16

4

استاد سلیم مؤذن زاده اردبیلی

995

0:05:38

5

مرحوم استاد آقاتی

1,103

0:04:40

6

استاد حسین صبحدل

1,068

0:06:03

7

اذان مدینه

845

0:03:34

8

حرم امام رضا (ع)

1,228

0:05:12

9

اذان حزین

1,442

0:06:07

10

اذان انتظار - کاظم زاده

1,281

0:05:26

11

حسن رضائیان

677

0:05:07

12

استاد شيخ محمد طوخی

818

0:04:38

13

محمد صدیق منشاوی

919

0:03:53

14

عبدالباسط عبدالصمد

808

0:03:25

15

ابوالعینین شعیشع

895

0:03:47

16

شیخ محمود خلیل ألحُصَری

709

0:02:59

17

راغب مصطفی غلوش

1,387

0:05:53

18

محمد حسین ابوریه

1,289

0:05:28

19

حسین علی شریف

1,010

0:04:16

20

سعید حافظ

630

0:02:39

21

طه ألفَشنی

895

0:03:47

22

عبدالرحمن

818

0:03:27

23

علی البناء

664

0:02:48

24

نقشبندی

639

0:02:41

گوهرهای نایاب از نگین گیتی حضرت زهرا سلام الله علیها

سلام انشالله که اهل عمل کردن باشیم ونه فقط ناقل

من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته
 كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.

(بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )

ان السعید، كل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته
همانا سعادتمند(به معنای) كامل و حقیقی كسی است كه امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.

(مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132)  

شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشتند ، و همه دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنان دشمنان ما و کسي که با قلب و زبان تسليم ما اهل بيت شده ، در صورتي که از اوامر ما سرپيچي کنند و نواهي و موارد پرهيز را محترم نشمرند ، از شيعيان واقعي ما نخواهند بود ، با اين حال جايگاهشان در بهشت خواهد بود ، ولي بعد از پاک شدن از گناهان به وسيله بلاها و مصيبتها در دنيا ، يا تحمل مشکلات و شدائد روز قيامت و يا قرار گرفتن اندک زماني در طبقات بالاي جهنم و چشيدن عذاب ، تا اينکه ما به خاطر دوستي شان با ما نجاتشان داده و آنان را به پيشگاه خودمان انتقال خواهيم داد .  

(بحار الانوار ، ج 68، ص 155 )

حضرت علي و فاطمه ( عليهما السلام ) در تقسيم وظايف زندگي زناشويي از رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) راهنمايي خواستند . فرمودند : کارهاي داخل منزل را فاطمه ( عليها السلام ) و کارهاي بيرون منزل را علي ( عليه السلام ) انجام دهد .

پس حضرت زهرا ( عليها السلام ) با خوشحالي فرمود : " جز خدا کسي نمي داند که از اين تقسيم کار تا چه اندازه خوشحال شدم ، زيرا رسول خدا مرا از انجام کارهايي که مربوطبه مردان است بازداشت " .

(بحار الانوار ، ج 43، ص 81 )

آن لحظه اي که زن در خانه خود مي ماند ، ( و به امور زندگي و تربيت فرزند مي پردازد ) به خدا نزديک تر است .  

(بحار الانوار ، ج 43، ص 92 )

پروردگارا ! بزرگا ! به حق پيامبراني که آنها را برگزيدي و به گريه هاي حسن و حسين در فراق من ، از تو مي خواهم گناهکاران شيعيان من و شيعيان فرزندان مرا ببخشايي .

(ذخائر العقبي ، ص 53- کوکب الدري ، ج 1 ، ص 196 )

مردي نابينا از حضرت فاطمه ( عليها السلام ) اذن خواست که داخل خانه شود . فاطمه ( عليها السلام ) خود را از او مستور کرد . پيغمبر خدا ( صلي الله عليه و آله ) به فاطمه فرمود : به چه سبب خود را مستور کردي و حال اين که اين مرد

نابينا تو را نمي بيند . حضرت زهرا ( عليها السلام ) پاسخ داد ، " اگر او مرا نمي بيند ، من او را مي نگرم ، و اگر چه او نمي بيند اما بوي زن را استشمام مي کند " . رسول خدا پس از شنيدن سخنان دخترش فرمود : " شهادت مي دهم که تو پاره تن مني ".  

(بحار الانوار ، ج 43، ص 91 )

اما حقانيت من در مالکيت فدک ، همانا خداوند بزرگ آيه " آت ذاالقربي حقه " را وقتي در قرآن کريم بر رسول خدا نازل فرمود ، من و فرزندانم نزديکترين مردم به پيامبر ( صلي الله عليه و آله ) بوديم ، پس رسول خدا فدک را به من و فرزندانم هديه فرمود .  

(مستدرک الوسايل ، ج 7 ، ص 291 )

مناجات توبه‏كنندگان‏

 

سلام :خيلي از ماها بلد نيستيم به خدا چي بگيم وچطور دعا کنیم امام سجاد عليه السلام مناجاتي دارند به نام مناجات خمسه عشر ببينيم چطوربا خدا صحبت ميفرمايند  

    بنام خداى بخشاينده مهربان‏

خدايا خطاها و گناهان لباس خوارى بر تنم كرده و دورى از تو جامه‏‏

بيچارگى بر تنم افكنده و بزرگ جنايتم دلم را ميرانده پس تو زنده‏اش كن به بازگشت خودت (بسوى من) اى آرزو

و مقصودم و اى خواسته و آرمانم به عزتت سوگند براى گناهانم جز تو آمرزنده‏اى نيابم‏

و براى شكستگيم جز تو شكسته‏بندى نبينم و من بوسيله آه و ناله كردن بسوى تو بدرگاهت خاضع گشته و با زارى كردن‏

در برابرت خود را به خوارى كشاندم پس اگر توام از درگاه خويش برانى در آن‏حال به كه روآورم؟ و اگر توام‏

از نزد خويش بازگردانى به كه پناه برم؟ و بس افسوس از شرمندگى و رسواييم و اى دريغ‏

از كار بد و گناهانى كه بدست آورده‏ام از تو خواهم اى آمرزنده گناه بزرگ و اى شكسته‏بند

استخوان شكسته كه ببخشى بر من گناهان نابود كننده‏ام را و بپوشى بر من كارهاى پنهانى‏

رسواكننده را و مرا در بازار قيامت از نسيم جان‏بخش عفو و آمرزشت محروم نفرمايى و از‏

لباس زيباى گذشت و چشم‏پوشى خود برهنه‏ام نكنى خدايا سايه ابر رحمتت را بر گناهانم بينداز

و ابرريزان مهربانى و رأفتت را براى شستشوى عيبهايم بفرست خدايا آيا

بنده فرارى جز به درگاه مولايش به كجا بازگردد؟ يا آيا كسى جز او هست كه وى‏را از خشم او پناه دهد؟

خدايا غير از تو كسي را ندارم

معبودا اگر پشيمانى بر گناه توبه محسوب شود پس به عزتت سوگند كه براستى من از پشيمانانم‏

و اگر آمرزش خواهى از خطا آنرا پاك كند پس براستى من از آمرزش خواهانم‏

خدايا تو را سزد كه مرا مؤاخذه كنى تا گاهى كه خوشنود شوى خدايا به همان قدرتى كه بر من دارى توبه‏ام بپذير و به بردباريت‏

از من بگذر و به همان علمت كه به احوالم دارى با من مدارا كن خدايا تويى كه درى از عفو خود

بسوى بندگانت باز كردى و نامش را توبه گذاردى و فرمودى «بسوى خدا بازگرديد با توبه‏‏

صادقانه» پس ديگر چه عذرى دارد آن كس كه از وارد شدن در اين در باز شده غفلت ورزد خدايا اگر براستى‏

سرزدن گناه از بنده‏ات زشت است ولى گذشت نيز از نزد تو نيكو است معبودا من نخستين كسى نيستم‏

كه نافرمانيت كرده و توبه پذيرش گشته‏اى و خواستار احسانت گشته و تو بر او احسان‏

كرده‏اى، اى پذيرنده بيچاره اى غمزدا اى بزرگ احسان اى داناى اسرار نهان اى‏

نيكو پرده‏پوش شفيع گردانم نزد تو جود و كرمت را و توسل جستم به حضرتت و به مهربانيت‏

در پيش تو پس دعايم مستجاب كن و اميدم را درباره خودت به نوميدى مبدل مكن‏

و توبه‏ام را بپذير و گناهم را به كرم و مهربانى خود ناديده گير اى مهربانترين مهربانان

مناجات شكايت كنندگان‏

به نام خداى بخشنده مهربان‏

 اِلهى‏ اِلَيْكَ اَشْكُو نَفْساً بِالسُّوءِ اَمَّارَةً، وَاِلىَ الْخَطيئَةِ مُبادِرَةً

خدايا به سوى تو شكايت آورم از نفسى كه مرا همواره به بدى وادارد و به سوى گناه شتاب دارد

 وَبِمَعاصيكَ مُولَعَةً، وَلِسَخَطِكَ مُتَعَرِّضَةً، تَسْلُكُ بى‏ مَسالِكَ‏

و به نافرمانيهايت حريص است و به موجبات خشمت دست درازى كند مرا به راههايى كه‏

 الْمَهالِكِ، وَتَجْعَلُنى‏ عِنْدَكَ اَهْوَنَ هالِكٍ، كَثيرَةَ الْعِلَلِ، طَويلَةَ الْأَمَلِ، اِنْ‏

منجر به هلاكت مى‏شود مى‏كشاند و بصورت پست‏ترين نابودشدگان درم آورد بيماريهايش بسيار و آرزويش دراز

 مَسَّهَا الشَّرُّ تَجْزَعُ، وَاِنْ مَسَّهَا الْخَيْرُ تَمْنَعُ، مَيَّالَةً اِلَى اللَّعِبِ وَاللَّهْوِ،

است اگر شرى به او رسد بى‏تاب شود و اگر خيرى نصيبش گردد سركشى كند به اسباب بازى و سرگرميهاى بيهوده‏

 مَمْلُوَّةً بِالْغَفْلَةِ وَالسَّهْوِ، تُسْرِ عُ بى‏ اِلىَ الْحَوْبَةِ، وَتُسَوِّفُنى‏ بِالتَّوْبَةِ،

بسيار متمايل و از بى‏خبرى و فراموشى انباشته است مرا به سوى گناه شتاب دهد و به نوبت توبه به امروز و فردايم كند

 اِلهى‏ اَشْكُو اِلَيْكَ عَدُوّاً يُضِلُّنى‏، وَشَيْطاناً يُغْوينى‏، قَدْ مَلَأَ

خدايا به تو شكايت آورم از دشمنى كه گمراهم كند و شيطانى كه مرا از راه بدر برد سينه‏ام را پر از

 بِالْوَسْواسِ صَدْرى‏ وَاَحاطَتْ هَواجِسُهُ بِقَلْبى‏، يُعاضِدُ لِىَ الْهَوى‏،

وسوسه كرده و تحريكات زهرآگينش قلبم را احاطه كرده به هوا و هواسم كمك كند

 وَيُزَيِّنُ لى‏ حُبَّ الدُّنْيا وَيَحُولُ بَيْنى‏ وَبَيْنَ الطَّاعَةِ وَالزُّلْفى‏، اِلهى‏

و دوستى دنيا را پيش چشمم آرايش دهد ميان من و فرمانبردارى و تقرب به درگاهت حائل گردد خدايا

 اِلَيْكَ اَشْكُو قَلْباً قاسِياً مَعَ الْوَسْواسِ مُتَقَلِّباً، وَبِالرَّيْنِ وَالطَّبْعِ مُتَلَبِّساً،

پيش تو شكوه آرم از دلى كه سخت شده و بدست وسوسه‏ها بگردد و به زنگ (خودبينى) و خوى زشت پوشيده شده،

 وَعَيْناً عَنِ الْبُكآءِ مِنْ خَوْفِكَ جامِدَةً، وِ اِلى‏ ما تَسُرُّها طامِحَةً، اِلهى‏

و از ديده‏اى كه به هنگام گريه كردن از خوف تو خشك است ولى براى نگريستن به مناظر خوش‏آيندش خيره و حريص است خدايا

 لا حَوْلَ لى‏ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِقُدْرَتِكَ، وَلا نَجاةَ لى‏ مِنْ مَكارِهِ الدُّنْيا اِلاَّ

جنبش و نيرويى براى من نيست جز به نيروى تو و راه نجاتى از گرفتاريهاى دنيا ندارم جز

 بِعِصْمَتِكَ، فَاَسْئَلُكَ بِبَلاغَةِ حِكْمَتِكَ، وَنَفاذِ مَشِيَّتِكَ، اَنْ لا تَجْعَلَنى‏

نگهدارى تو پس از تو مى‏خواهم به حكمت رسايت و به مشيت جارى و گذرايت كه مرا تنها در معرض‏

 لِغَيْرِ جُوْدِكَ مُتَعَرِّضاً، وَلا تُصَيِّرَنى‏ لِلْفِتَنِ غَرَضاً وَكُنْ لى‏ عَلَى‏

جود و بخشش خود درآورى و هدف تيرهاى بلا و آزمايش قرارم ندهى و مرا در پيروزى‏

 الْأَعْدآءِ ناصِراً، وَعَلَى الْمَخازى‏ وَالْعُيُوبِ ساتِراً وَمِنَ الْبَلاءِ واقِياً،

بر دشمنان يارى كنى و رسوائيها و عيوبم را بپوشانى و از بلا محافظتم كنى‏

 وَعَنِ الْمَعاصى‏ عاصِماً بِرَأْفَتِكَ وَرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

و از گناهان نگاهم دارى به مهر و رحمتت اى مهربانترين مهربانان‏

مناجات خائفین= کسانی که نگران آخرت خود هستند

به نام خداى بخشاينده مهربان‏

 اِلهى‏ اَتَراكَ بَعْدَ الْأيمانِ بِكَ تُعَذِّبُنى‏، اَمْ بَعْدَ حُبّى‏ اِيَّاكَ تُبَعِّدُنى‏، اَمْ‏

خدايا آيا چنان مى‏بينى كه پس از ايمان آوردنم به تو مرا عذاب كنى يا پس از دوستيم به تو مرا از خود دور

 مَعَ رَجآئى‏ لِرَحْمَتِكَ وَصَفْحِكَ تَحْرِمُنى‏، اَمْ مَعَ اسْتِجارَتى‏ بِعَفْوِكَ‏

كنى يا با اميدى كه به رحمت و چشم‏پوشيت دارم محرومم سازى يا با پناه آوردنم به عفو و گذشتت‏

 تُسْلِمُنى‏، حاشا لِوَجْهِكَ الْكَريمِ اَنْ تُخَيِّبَنى‏، لَيْتَ شِعْرى‏ اَلِلشَّقآءِ

مرا بدست دوزخ سپارى؟ هرگز! از ذات بزرگوار تو دور است كه محرومم كنى، اى كاش مى‏دانستم كه آيا مادرم مرا

 وَلَدَتْنى‏ اُمّى‏ اَمْ لِلْعَنآءِ رَبَّتْنى‏، فَلَيْتَها لَمْ تَلِدْنى‏ وَلَمْ تُرَبِّنى‏، وَلَيْتَنى‏

براى بدبختى زائيده يا براى رنج و مشقت مرا پروريده؟ كاش مرا نزائيده و بزرگ نكرده بود

 عَلِمْتُ اَمِنْ اَهْلِ السَّعادَةِ جَعَلْتَنى‏، وَبِقُرْبِكَ وَجِوارِكَ خَصَصْتَنى‏،

و كاش مى‏دانستم اى خدا كه آيا مرا از اهل سعادت قرارم داده و به مقام قرب و جوار خويش مخصوصم گردانده‏اى‏

 فَتَقَِرَّ بِذلِكَ عَيْنى‏، وَتَطْمَئِنَّ لَهُ نَفْسى‏، اِلهى‏ هَلْ تُسَوِّدُ وُجُوهاً خَرَّتْ‏

تا چشمم بدين سبب روشن گشته و دلم مطمئن گردد خدايا آيا براستى سياه كنى چهره‏هايى را كه در

 ساجِدةً لِعَظَمَتِكَ، اَوْ تُخْرِسُ اَلْسِنَةً نَطَقَتْ بِالثَّنآءِ عَلى‏ مَجْدِكَ‏

برابر عظمتت به خاك افتاده يا لال كنى زبانهايى را كه به ثناگويى درباره مجد

 وَجَلالَتِكَ، اَوْ تَطْبَعُ عَلى‏ قُلُوبٍ انْطَوَتْ عَلى‏ مَحَبَّتِكَ، اَوْ تُصِمُ‏

و شوكتت گويا شده يا مُهر زنى بر دلهايى كه دوستى تو را در بردارد يا كَر كنى‏

 اَسْماعاً تَلَذَّذَتْ بِسَماعِ ذِكْرِكَ فى‏ اِرادَتِكَ، اَوْ تَغُلُّ اَكُفّاً رَفَعَتْهَا

گوشهايى را كه به شنيدن ذكرت در ارادت ورزى به تو لذت برند يا ببندى به زنجير كيفر دستهايى را

 الْأمالُ اِلَيْكَ رَجآءَ رَاْفَتِكَ، اَوْ تُعاقِبُ اَبْداناً عَمِلَتْ بِطاعَتِكَ حَتّى‏

كه آمال و آرزوها به اميد مِهرت آنها را به سوى تو بلند كرده يا كيفر كنى بدنهايى را كه در طاعتت كار كرده تا

 نَحِلَتْ فى‏ مُجاهَدَتِكَ، اَوْ تُعَذِّبُ اَرْجُلاً سَعَتْ فى‏ عِبادَتِكَ، اِلهى‏ لا

به جايى كه در راه كوشش براى تو نزار گشته يا شكنجه دهى پاهايى را كه در پرستشت راه يافته خدايا

 تُغْلِقْ عَلى‏ مُوَحِّديكَ اَبْوابَ رَحْمَتِكَ، وَلا تَحْجُبْ مُشْتاقيكَ عَنِ‏

درهاى رحمتت را به روى يكتا پرستانت مبند و مشتاقانت را از

 النَّظَرِ اِلى‏ جَميلِ رُؤْيَتِكَ، اِلهى‏ نَفْسٌ اَعْزَزْتَها بِتَوْحيدِكَ كَيْفَ‏

مشاهده جمال ديدارت محروم مكن خدايا نفسى را كه به وسيله توحيد و يگانه پرستيت عزيز داشته‏اى چگونه‏

 تُذِلُّها بِمَهانَةِ هِجْرانِكَ، وَضَميرٌ انْعَقَدَ عَلى‏ مَوَدَّتِكَ، كَيْفَ تُحْرِقُهُ‏

به خوارى هجرانت پست كنى و نهادى را كه با دوستى تو پيوند شده چگونه به‏

 بِحَرارَةِ نيرانِكَ، اِلهى‏ اَجِرْنى‏ مِنْ اَليمِ غَضَبِكَ، وَعَظيمِ سَخَطِكَ، يا

حرارت آتشت بسوزانى خدايا پناهم ده از خشم دردناك و غضب بزرگت اى‏

 حَنَّانُ يا مَنَّانُ، يا رَحيمُ يا رَحْمنُ، يا جَبَّارُ يا قَهَّارُ، يا غَفَّارُ يا سَتَّارُ،

مِهرورز اى پربخشش اى مهربان اى بخشاينده اى داراى بزرگى و عظمت اى به قهر گيرنده اى پرده‏پوش‏

 نَجِّنى‏ بِرَحْمَتِكَ مَنْ عَذابِ النَّارِ وَفَضيحَةِ الْعارِ اِذَاامْتازَ الْأَخْيارُ

نجاتم ده به رحمت خود از عذاب دوزخ و رسوايى ننگ (يا برهنگى) در آن هنگام كه نيكان‏

 مِنَ الْأَشْرارِ، وَحالَتِ الْأَحْوالُ وَهالَتِ الْأَهْوالُ، وَقَرُبَ الْمُحْسِنُونَ،

از بدان جدا گردند و احوال دگرگون شود و هراسها مردم را فراگيرد و نزديك و مقرب شوند نيكوكاران‏

 وَبَعُدَ الْمُسيئُونَ وَوُفّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ‏

و دور گردند بدكاران و به هر كس هر چه كرده است داده شود و ستم به ايشان نشود

الرّابِعَة: مُناجات الرّاجِين    چهارم: مناجات اميدواران‏

    به نام خداى بخشاينده مهربان‏

 يا مَنْ اِذا سَئَلَهُ عَبْدٌ اَعْطاهُ، وَاِذا اَمَّلَ ما عِنْدَهُ بَلَّغَهُ، مُناهُ، وَاِذا اَقْبَلَ‏

اى كه هرگاه بنده‏اى از او درخواست كند دهدش و هرگاه چيزى را كه نزد او است آرزو كند بدان آرزو رساندش و چون بدو رو كند

 عَلَيْهِ قَرَّبَهُ وَاَدْناهُ، وَاِذا جاهَرَهُ بِالْعِصْيانِ سَتَرَ عَلى‏ ذَنْبِهِ وَغَطَّاهُ، وَاِذا

به مقام قرب و نزديكى خويشش ببرد و چون به آشكارى گناهش كند پرده بر گناهش كشد و آن را بپوشاند و چون بر

 تَوَكَّلَ عَلَيْهِ اَحْسَبَهُ وَكَفاهُ، اِلهى‏ مَنِ الَّذى‏ نَزَلَ بِكَ مُلْتَمِساً قِراكَ‏

او توكل كند كفايتش كند و بسش باشد خدايا كيست كه بر درگاه تو بار اندازد و ميهمان‏نوازيت خواهد

 فَما قَرَيْتَهُ، وَمَنِ الَّذى‏ اَناخَ بِبابِكَ مُرْتَجِياً نَداكَ فَما اَوْلَيْتَهُ، اَيَحْسُنُ‏

و تو پذيرائيش نكنى و كيست كه مركب نياز خود به دربارت خواباند و اميد بخششت داشته باشد و تو احسانش‏

 اَنْ اَرْجِعَ عَنْ بابِكَ بِالْخَيْبَةِ مَصْرُوفاً، وَلَسْتُ اَعْرِفُ سِواكَ مَوْلىً‏

نكنى آيا خوبست كه من نااميد از درگاهت باز گردم با اينكه جز تو مولايى را كه به احسان نامور باشد

 بِالْأِحْسانِ مَوْصُوفاً، كَيْفَ اَرْجُو غَيْرَكَ وَالْخَيْرُ كُلُّهُ بِيَدِكَ، وَكَيْفَ‏

نشناسم چگونه به جز تو اميد داشته باشم با اينكه هر چه خير است بدست تو است و چگونه‏

 اُؤَمِّلُ سِواكَ وَالْخَلْقُ وَالْأَمْرُ لَكَ، أَاَقْطَعُ رَجآئى‏ مِنْكَ وَقَدْ اَوْلَيْتَنى‏

به جز تو آرزومند باشم با اينكه خلقت و فرمان از آن تو است آيا براستى اميدم را از تو قطع كنم با اينكه تو

 ما لَمْ اَسْئَلْهُ مِنْ فَضْلِكَ، اَمْ تُفْقِرُنى‏ اِلى‏ مِثْلى‏ وَاَنَااَعْتَصِمُ بِحَبْلِكَ، يا

از فضل خويش به من عطا كردى چيزى را كه من درخواست نكرده بودم يا مرا بمانند خودم نيازمند سازى با اينكه من به رشته تو

 مَنْ سَعَدَ بِرَحْمَتِهِ الْقاصِدُونَ، وَلَمْ يَشْقَ بِنَقْمَتِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ، كَيْفَ‏

چنگ زدم اى كه به رحمتش سعادتمند گردند قاصدان او و دچار بدبختى و عذاب و كيفرش نشوند آمرزش خواهانش چگونه‏

 اَنْسيكَ وَلَمْ تَزَلْ ذاكِرى‏، وَكَيْفَ اَلْهُو عَنْكَ وَاَنْتَ مُراقِبى‏، اِلهى‏

فراموشت كنم با اينكه تو هميشه به ياد منى و چگونه از ياد تو بيرون روم با اينكه تو هميشه مراقب من هستى خدايا

 بِذَيْلِ كَرَمِكَ اَعْلَقْتُ يَدى‏، وَلِنَيْلِ عَطاياكَ بَسَطْتُ اَمَلى‏، فَاَخْلِصْنى‏

من به ذيل كرمت دست انداختم و براى دريافت عطاهايت دامن آرزويم را گسترده‏ام پس مرا بوسيله يگانگى‏

 بِخالِصَةِ تَوْحيدِكَ وَاجْعَلْنى‏ مِنْ صَفْوَةِ عَبيدِكَ، يا مَنْ كُلُّ هارِبٍ اِلَيْهِ‏

خالص خود خالص گردان و از زمره بندگان برگزيده‏ات قرارم ده اى كه هر گريخته‏اى به او

 يَلْتَجِئُ، وَكُلُّ طالِبٍ اِيَّاهُ يَرْتَجى‏، يا خَيْرَ مَرْجُوٍّ، وَيا اَكْرَمَ مَدْعُوٍّ، وَيا

پناه برد و هر جوينده‏اى به او اميد دارد اى بهترين مايه اميد و اى بزرگوارترين خوانده شده و اى‏

 مَنْ لا يَرَدُّ سآئِلَُهُ، وَلا يُخَيَِّبُ امِلَُهُ، يا مَنْ بابُهُ مَفْتُوحٌ لِداعيهِ، وَحِجابُهُ‏

كسى كه خواهنده‏اش را دست خالى باز نگرداند و آرزومندش را نوميد نسازد اى كه درگاه او به روى خوانندگانش باز و پرده‏اش‏

 مَرْفُوعٌ لِراجيهِ، اَسْئَلُكَ بِكَرَمِكَ اَنْ تَمُنَّ عَلَىَّ مِنْ عَطآئِكَ بِما تَقِرُّ بِهِ عَيْنى‏، وَمِنْ‏

براى‏اميدواربه‏اوبالا زده است از تو خواهم به بزرگواريت كه بر من بخشى از عطاى خويش به حدى كه ديده‏ام بدان روشن گردد و از

 رَجآئِكَ بِما تَطْمَئِنُّ بِهِ نَفْسى‏، وَمِنَ الْيَقينِ بِما تُهَوِّنُ بِهِ عَلَىَّ مُصيباتِ الدُّنْيا،

اميدت بدان مقدار كه خاطرم اطمينان يابد و از يقين بدان اندازه كه پيش‏آمدهاى ناگوار دنيا بر من آسان گردد

 وَتَجْلُو بِهِ عَنْ بَصيرَتى‏ غَشَواتِ الْعَمى‏، بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

و بوسيله آن پرده‏هاى سياه كوردلى از ديده دل دور شود به  رحمتت  اى   مهربانترين    مهربانان

دوستان خدا

سلام دوستان خدا : همه دعوت شدیدبه صحبت بااو رو در رو واین سخنان گزیده حرفهای شماست چند بار بخوانید مراحل زیادی را طی کردید تا به اینجا رسیدیدبرای یادآوری مراحل طی شده به مناجات خمسه عشر امام سجاد علیه السلام در مفاتیح هم سری بزنید

 التّاسعة: مُناجات المُحبيّن

  نهم: مناجات دوستان‏ 

 به نام خداى بخشاينده مهربان  

 اِلهى‏ مَنْ ذَاالَّذى‏ ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِكَ فَرامَ مِنْكَ بَدَلاً، وَمَنْ ذَاالَّذى‏

خدايا نيست كه شيرينى محبت تو را چشيده باشد و جز تو آهنگ ديگرى را بكند و كيست كه به مقام‏

 اَنِسَ بِقُرْبِكَ فَابْتَغى‏ عَنْكَ حِوَلاً، اِلهى‏ فَاجْعَلْنا مِمَّنِ اصْطَفَيْتَهُ‏

قرب تو انس گرفته باشد و درصدد روگرداندن از تو باشد خدايا قرار ده ما را از زمره كسانى‏كه‏

 لِقُرْبِكَ وَوِلايَتِكَ، وَاَخْلَصْتَهُ لِوُدِّكَ وَمَحَبَّتِكَ، وَشَوَّقْتَهُ اِلى‏ لِقآئِكَ،

براى قرب و دوستيت برگزيده‏اى و براى عشق و محبتت خالصش گردانده و به ديدارت شائقش كرده و به قضا

 وَرَضَّيْتَهُ بِقَضآئِكَ، وَمَنَحْتَهُ بِالنَّظَرِ اِلى‏ وَجْهِكَ، وَحَبَوْتَهُ بِرِضاكَ،

و قدرت راضيش ساخته و به ديدن رويت به او نعمت بخشيده و به خوشنودى خويش مخصوصش گردانده‏

 وَاَعَذْتَهُ مِنْ هَجْرِكَ وَقِلاكَ، وَبَوَّاْتَهُ مَقْعَدَالصِّدْقِ فى‏ جِوارِكَ،

و از غم هجران و فراقت پناهش داده و در جايگاه راستى در جوار خويش جايش داده و

 وَخَصَصْتَهُ بِمَعْرِفَتِكَ، وَاَهَّلْتَهُ لِعِبادَتِكَ، وَهَيَّمْتَ قَلْبَهُ لِإِرادَتِكَ،

به معرفت خويش مخصوصش كرده و براى پرستش و عبادتت او را لايق كردى و در ارادت خويش دل شيدايش كردى‏

 وَاجْتَبَيْتَهُ لِمُشاهَدَتِكَ، وَاَخْلَيْتَ وَجْهَهُ لَكَ، وَفَرَّغْتَ فُؤادَهُ لِحُبِّكَ،

و براى مشاهده جمالت انتخابش كردى و رويش را براى خودت از اغيار خالى كردى و دلش را براى محبت خويش فارغ كردى‏

 وَرَغَّبْتَهُ فيما عِنْدَكَ، وَاَلْهَمْتَهُ ذِكْرَكَ، وَاَوْزَعْتَهُ شُكْرَكَ، وَشَغَلْتَهُ‏

و تنها بدانچه نزد تو است راغبش كردى و ذكر خويش را بدو الهام كردى و سپاسگزاريت را بدو نصيب كردى‏

 بِطاعَتِكَ وَصَيَّرْتَهُ مِنْ صالِحى‏ بَرِيَّتِكَ، وَاخْتَرْتَهُ لِمُناجاتِكَ،

و به طاعت خود سرگرمش ساختى و او را از بندگان شايسته‏ات گرداندى و براى مناجات خويش انتخابش كردى‏

 وَقَطَعْتَ عَنْهُ كُلَّشَىْ‏ءٍ يَقْطَعُهُ عَنْكَ، اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَأْبُهُمُ‏

و بريدى از او هر چه را كه موجب بريدنش از تو گردد خدايا قرار ده ما را از كسانى‏كه شيوه‏شان در زندگى‏

 الْإِرْتِياحُ اِلَيْكَ وَالْحَنينُ، وَدَهْرُهُمُ الزَّفْرَةُ وَالْأَنينُ، جِباهُهُمْ ساجِدَةٌ

شادمانى با تو و زارى به درگاه تو است و روزگارشان آه و ناله است پيشانيهاشان در برابر عظمتت به خاك‏

 لِعَظَمَتِكَ، وَعُيُونُهُمْ ساهِرَةٌ فى‏ خِدْمَتِكَ، وَدُمُوعُهُمْ سآئِلَةٌ مِنْ‏

افتاده و از ديدگانشان در خدمتت يكسره بيدار است و سرشكشان از

 خَشْيَتِكَ، وَقُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَةٌ بِمَحَبَّتِكَ، وَاَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَةٌ مِنْ مَهابَتِكَ،

ترس تو ريزان و دلهاشان به محبتت آويزان و قلبهاشان از هيبتت از جا كنده شده است‏

 يا مَنْ اَنْوارُ قُدْسِهِ لِأَبْصارِ مُحِبّيهِ رآئِقَةٌ، وَسُبُحاتُ وَجْهِهِ لِقُلُوبِ‏

اى كه انوار قدسش براى ديدگان دوستانش در كمال درخشندگى است و پرتوافكنيهاى جمالش براى قلوب‏

 عارِفيهِ شآئِفَةٌ، يا مُنى‏ قُلُوبِ الْمُشْتاقينَ وَيا غايَةَ امالِ الْمُحِبّينَ،

عارفان زداينده (چركيها) است اى آرمان دل مشتاقان و اى منتهاى آرزوى دوستان‏

 اَسْئَلُكَ حُبَّكَ وَحُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَحُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنى‏ اِلى‏ قُرْبِكَ،

از تو خواهم دوستى خودت و دوستى دوستدارانت و دوستى هر عملى كه مرا به قرب تو واصل گرداند

 وَاَنْ تَجْعَلَكَ اَحَبَّ اِلَىَّ مِمَّا سِواكَ، وَاَنْ تَجْعَلَ حُبّى‏ اِيَّاكَ قآئِداً اِلى‏

و تو را در پيش من محبوبتر از ماسواى تو قرار دهد و از تو خواهم كه دوستيم را نسبت به تو جلودارم قرار دهى تا

 رِضْوانِكَ، وَشَوْقى‏ اِلَيْكَ ذائِداً عَنْ عِصْيانِكَ، وَامْنُنْ بِالنَّظَرِ اِلَيْكَ‏

مرا به رضوانت بكشاند و اشتياقم را به سويت چنان كنى كه بازدارنده از نافرمانيت باشد و بر من منت نِه به اينكه بر من توجهى‏

 عَلَىَّ، وَانْظُرْ بِعَيْنِ الْوُدِّ وَالْعَطْفِ اِلَىَّ، وَلا تَصْرِفْ عَنّى‏ وَجْهَكَ،

فرمايى و با ديده دوستى و عطوفت بر من بنگرى و رو از من مگردانى‏

 وَاجْعَلْنى‏ مِنْ اَهْلِ الْاِسْعادِ وَالْحِظْوَةِ عِنْدَكَ، يامُجيبُ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

و مرا از جمله سعادتمندان و بهره‏مندان نزد خود قرار دهى اى پاسخ دهنده اى مهربانترين مهربانان


آثار گوناگون گناه

 

با بررسى روایات، به دست مى‌آید كه گناهان مختلف، داراى آثار گوناگون است، كه ما در اینجا به ذكر چند اثر شوم گناه مى‌پردازیم:

1- قساوت قلب

امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:

ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِكَثرة الذّنوب (1)؛ اشك چشم‌ها نخشكد مگر به خاطر قساوت و سختى دل‌ها، و دل‌ها سخت نشود مگر به خاطر گناهان بسیار .

 ۲- سلب نعمت

امام صادق علیه السلام مى‌فرماید: پدرم همواره مى‌فرمود:

اِنّ الله قَضى قَضاء حَتماً الاّ یُنعِمُ على العبد بِنِعمةٍ فَیَسلُبها ایّاه حتّى یُحدِث العبد ذَنباً یَستَحقّ بذلك النّقمة (2)؛ خداوند حكم قطعى فرموده كه نعمتى را كه به بنده‌اش داده، از او نگیرد، مگر زمانى كه بنده گناهى انجام دهد كه به خاطر آن سزاوار كیفر گردد.

 3- عدم استجابت دعا

امام باقر علیه السلام فرمودند: همانا بنده از خدا حاجتى مى‌خواهد، اقتضا دارد كه زود یا دیر برآورده شود، سپس آن بنده گناهى انجام مى‌دهد خداوند به فرشته مى‌فرماید: حاجت او را روا مكن و او را محروم ساز زیرا موجب خشم من شده و سزاوار محرومیت شده است.(3)

 4- الحاد و انكار

رسول اكرم صلّى الله علیه وآله در ضمن گفتارى فرمودند:

فاِنّ المَعاصى تَستَولى الضَّلال على صاحِبها حتّى تُوقِعُه رَدّ ولایَة وصىِّ رسول الله و دفع نبوة نبى الله و لا تزال بذلك حتّى توقعه فى ردّ توحید الله و الالحاد فى دین الله (4)؛ همانا گناهان، گمراهى را بر گنهكار مسلط مى‌نماید تا آنجا كه او را به رد ولایت و امامت وصى رسول خدا و انكار نبوت پیامبر و به همین منوال انكار یكتایى خدا و الحاد و كفر در دین خدا، آلوده مى‌گرداند.

 ۵- قطع روزى

امام باقر علیه السلام مى‌فرماید:

إنّ الرّجُل لَیَذنب الذَّنْب فَیَدرء عنه الرّزق (5)؛ مردى گناهى انجام مى‌دهد و در نتیجه، "روزى" از او دور مى‌شود.

 6- محرومیت از نماز شب

امام صادق علیه السلام مى‌فرماید:

إنّ الرّجل یَذنب الذَّنْب فَیحرم صَلاة اللیل (6)؛ انسان بر اثر ارتكاب گناه از نماز شب محروم مى‌گردد.

 7- عدم امنیت از حوادث

امیرمؤمنان على علیه السلام فرمودند:

گنهكار نباید خود را از بلاهاى شبانه و حوادث ناگهانى ایمن بداند.(7)

و عواقب شوم دیگر كه فهرست‌وار ذكر مى‌كنیم؛

8- قطع باران.

9- ویرانى خانه.

10- حبس صد ساله قیامت.

11- خشم و لعن الهى

12- بلاهاى بى سابقه.

13- پشیمانى.

14- پرده‌درى و رسوایى.

15- كوتاهى عمر.

16- زلزله.

17- فقر عمومى..

18- اندوه.

19- بیمارى.

20- تسلط اشرار

روایات در این زمینه، بسیار است.(8) براى رعایت اختصار این فصل را با پنج روایت ذیل به پایان مى‌بریم:

الف- پیامبر صلّى الله علیه وآله مى‌فرماید:

هر كس در امر نماز سستى كند و آن را سبك شمرد خداوند او را به پانزده بلا گرفتار مى‌كند:

1- كوتاهى عمر، 2- كمى روزى، 3- زدودن سیماى صالحان از چهره‌اش، 4- عدم پاداش براى اعمالش، 5- عدم استجابت دعا، 6- عدم بهره‌مندى او از دعاى صالحان، 7- مرگ ذلیلانه، 8- مرگ در حال گرسنگى و تشنگى، 9- ماموریت فرشته‌اى از طرف خدا كه او را در قبرش شكنجه دهد، 10- قبر را بر او تنگ نماید، 11- قبرش تاریك است، 12- ماموریت فرشته‌اى براى كشاندن او بر زمین از ناحیه صورت در منظر مردم، 13- حسابرسى شدید قیامت، 14- سلب نظر و توجه خدا به او، 15- ابتلا به عذاب سخت.(9)

ب- معاذبن جبل مى‌گوید:

در منزل ابو ایّوب انصارى و در محضر پیامبر (صلّى الله علیه وآله) بودم كه از آن حضرت پرسیدم، منظور این آیه چیست؟

یوم یُنْفخ فى الصّور فَتَاتون افْواجاً(۱۰)؛ روز قیامت در صور دمیده مى‌شود، پس مردم گروه گروه مى‌آیند.

آن حضرت (صلّى الله علیه وآله) در پاسخ فرمود:

ده گروه از امت من در قیامت كه به چهره‌هاى مخصوص و متمایز از دیگران هستند وارد صحنه مى‌شوند كه عبارتند از:

سخن چینان (میمون)، حرام خوران (خوك)، رباخوران (واژگونه)، ستمگران در قضاوت (كور)، از خود راضى و خود بینان (گنگ و كر)، علما و قاضیان بى عمل (زبانشان را مى‌جوند و از دهانشان چرك كه همه را ناراحت مى‌كند بیرون مى‌آید)، آزار دهندگان به همسایه (بدبوتر از مردار گندیده)، جاسوسان نزد ظالم (پوشیده به لباس‌هاى آتشین و مس گداخته و چسبان)، شهوترانان و مانع اداى حق خدا از اموال خود (با دست و پاى بریده)، متكبران (آویخته شده بر دارهاى آتشین).(۱۱)

ج- رسول خدا صلّى الله علیه وآله فرمودند:

مَن وَلِىَ عَشرةً فلم یَعدِل فیهم جاءَ یومَ القِیامة وَ یَداه و رِجلاه و راسُه فى ثقْب فاءس (۱۲)و(1۳)؛ هر كس سرپرست ده نفر شود ولى رفتارش با آنها عادلانه نباشد روز قیامت در حالى بیاید كه دست و پا و سر او در سوراخ تبرى باشد.

د- امام صادق علیه السلام فرمود:

مَن سوّد إسمه فى دیوان ولد فُلان حَشَره الله یَوم القِیامة خِنزیراً (۱۴)؛ كسى كه نام خود را در دفتر ادارى فرزندان فلان (یعنى حكومت طاغوتى بنى عباس و هر طاغوت دیگر) ثبت كند، خداوند او را در روز قیامت به صورت خوك محشور مى‌كند.

و رسول خدا صلّى الله علیه وآله فرمودند:

هنگامى كه عمل زنا آشكار شود، مرگ ناگهانى زیاد مى‌گردد ... و هنگامى كه در ترازو كم فروشى شود، خداوند قحطى و كمبود را بر مردم فرود مى‌آورد و هنگامى كه مردم زكات اموال خود را ندهند زمین بركت‌هاى خود، از زراعت و میوه و معادن را بروز نمى‌دهد،... و هنگامى كه قطع صله رحم رواج یافت؛ ثروت‌ها در دست اشرار قرار مى‌گیرد و هنگامى كه امر به معروف و نهى از منكر ترك گردید خداوند اشرار را بر مردم مسلط مى‌كند، كه هر چه نیكان آنها دعا كنند به استجابت نمى‌رسد.(1۵)

 پی‌نوشت‌ها:

1- كافى، ج 2 ص 271.

2- كافى، ج 2 ص 273.

3- كافى، ج 2 ص 271. بحار، ج 73 ص 329.

4- بحارالانوار، ج 73 ص 360.

5- كافى، ج 2 ص 271.

6- كافى، ج 2 ص 271.

7- كافى، ج 2 ص 269.

8- كافى، ج 2 ص 272- 275 و 445- 446.

9- سفینة البحار، ج 2 ص 44.

۱۰- نبا / 20.

1۱- مجمع البیان، ج 1 ص 423.

1۲- عقاب الاعمال صدوق، ص 592.

1۳- ناگفته نماند درباره ى پاداش و كیفر گناه، شیخ صدوق(ره) (متوفى 381) كتاب جامعى به نام «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال»، تاءلیف نموده است.

1۴- عقاب الاعمال، ص 594..

۱۵- وسائل الشیعه، ج 11 ص 513.

بحث علمي درمورد تناسب عددي نخستين آيه قرآن كريم (2)

أسْمَاء الله جلَّ وعلا

آنچه درمورد اسم جلاله "الله " آمد درمورد دواسم ديگرجاري است ؟ توزيع رياضي دراينجا نيزفريد وشگفت آوراست .قبلا بايد بگويم كه شدت عكس رحمت است ودرآيه صفت تنْزيه وشدت وعَظَمت در كلمة (الرَّحْمنِ)،وصفت رحمت ومغفرت ورأفت در كلمة (الرَّحِيمِ) جمع شده است. در كتاب الله كلمة (الرَّحْمنِ)غالباً درمواضع شدت ومواضع تنْزيه خداوندتعالى مي آيد، مثل:  (وَمَا يَنبَغِي لِلرَّحْمَنِأَن يَتَّخِذَ وَلَداً)[مريم: 19/92].  وقوله تعالى: (وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنِوَلَداً سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ)[الأنبياء: 21/26]. وقوله تعالى: (يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفّاً لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنِوَقَالَ صَوَاباً)[النبأ: 78/38].

و كلمة (الرَّحِيمِ)غالباً درمواضع رحمت  ومغفرت ، مثلا: (قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُالرَّحِيمِ)[الزمر: 39/53]. وقوله تعالى: (أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمِ)[التوبة: 9/104].

    حال اگراين دوصفت متعاكس ازحيث دلالت لغوي وبلاغي راازنظرعددي بررسي كنيم چه مي شود؟ اين حالت تعاكس درنظم عددي هم هست !

توزيع حروف اسم (الرَّحْمنِ)

اسم مبارك "الرحمن" وبسامد حروف آن را درتناسب با حروف بسمله مي نويسيم:

 

جدول كلي بسامد حروف " الرحمن "  دربسمله

بسم

الله

الرحمن

الرحيم

1

3

6

5

عدد حاصل رااگربه ترتيب معكوس بنويسيم مضرب 7 مي باشد:     1365 = 7 × 195

توزيع حروف اسم (الرَّحِيمِ)

اين كاررابراي اسم مبارك "الرحيم "‌انجام مي دهيم:

جدول كلي بسامد حروف " الرحيم "  دربسمله

بسم

الله

الرحمن

الرحيم

1

3

5

6

 

عدد حاصل باهمان ترتيبي كه دارد ازمضارب 7 مي باشد: 6531 = 7 × 933

چقدرزيباست كه نظام عددي ونظام معنوي ونظام لغوي منعكس كننده يك حقيقت هستند.

الرَّحْمنِ             الرَّحِيمِ

¬                ®

آيايكي ازمعاني "مثاني" اين امر است ؟ يقول تعالى: (اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَاباً مُّتَشَابِهاًمَّثَانِيَتَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَمَن يُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ)[الزمر: 39/23],  والله تعالى أعلم.

بارديگرتامل فرماييد تا ازنظم شگفت آورقرآني مبتهج شويد وجبهه خشوع برآستان حق بگذاريد:

توزيع حـروف (الله)           0    4      2       2 ®

 توزيع حروف(الرَّحْمنِ)        1    3      6       5   ¬         

توزيع حروف(الرَّحِيمِ)        1    3      5       6® 

آيااين معجزه نيست وآيه اي درآفاق كه: (سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ) [فصلت: 41/53].

حروف أولين كلمة وآخرين كلمة

نظم محكم عددي شامل أول وآخر بسملة نيزهست ، اولين كلمـة  (بسم) 3حرف وآخـرين  (الرَّحِيمِ) 6حرف دارد، مي نويسيم : 

بسم

الله

الرحمن

الرحيم

3

 

 

6

اين عدد كه برابرسن پيامبر(ص) است نيزازمضارب 7 مي باشد (الله اكبر): 63= 7 × 9

نظم تكرار حروف (بسامد حرفي بسمله)

درآيه (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ)10 حرف ازحروف الفبا بكاررفته است كه بسامد آنها به قرارذيل است  :

جدول كلي بسامد حروف بسمله

ب

س

م

ا

ل

هـ

ر

ح

ن

ي

1

1

3

3

4

1

2

2

1

1

اگربسامدهاي به دست آمده ازكوچك به بزرگ بنويسيم خواهيم داشت :

جدول ترتيبي بسامد حروف بسمله

ل

م

ا

ح

ر

ن

ي

هـ

س

ب

4

3

3

2

2

1

2

2

1

1

واقعا" شگفت آوراست كه اين عدد 10 رقمي هم مضرب 7 مي باشد (الله اكبر) :

1111122334 = 7 × 158731762

آيااين كاربشراست ؟ اين جز معجزه الهي چيست ؟

بحث علمي درمورد تناسب عددي نخستين آيه قرآن كريم

پيشگفتار 

  معجزه ابدي پيامبر صلي الله عليه وسلم ابعادي گوناگون دارد كه بعد عددي آن درعصرحاضر- كه سيطره

  كميت ورياضي گرايي علامت آن است - بيشتر خودنمايي مي كند.گذشتگان ما مي دانستند كه عدد حروف

   سوره توحيد كه به تعبيرروايات نسب يا شناسنامه خداست 

 66 حرف دارد  

 كه برابرارزش ابجدي اسم جلاله "الله" است .ياتعداد حروف سوره نوح عليه السلام 950 وبرابرسالهاي

  دعوت اوست (الف سنه الا خسمين عاما) 

 .تعدادحروف بسمله (يعني19 حرف) درسالهاي اخيرموجب بازكاوي اين امرشده است 

 

  درمقاله حاضرازابعاد اعجاز وعرفاني واشراقي وكاربردهاي اهل دل وسايرعجائب بسمله تنهابه بعد ظاهري

   وآشكارعددي اكتفامي كنيم وبه رابطه حروف بسمله وعدد كامل ومشهورورازآميز 7 پرداخته مي شود. اين

  مقاله مبين اين امراست كه حتي يك حرف ازقرآن را نمي توان زائد دانست وكاهش هيچ حرفي دررسم

 الخط توقيفي قرآن بي حكمت نيست كه فرمود : واحصي كل شيء عددا(الجن/28).

   بسمله اقرب آيات به اسم اعظم  

  بل اسم الله الاكبر وافضل سبع المثاني  

  وامان الهي 

 واكرم واعظم  

 آيات قرآن است.آغازهركتاب آسماني به آن بوده است 

 ازتمام سوره حمد كه مختص پيامبر صلي الله علْه وسلم است  تنهااين آيه به سليمان رضي الله عنه داده

  شدوآن رابرترازملك خويش ديد  كه :

   بسم الله الرحمن الرحيم  هست كليد درگنج حكيم  

ثقل بسمله درميزان عمل برهرعملي فائق است 

 اما ازاهل قرآن به سرقت رفته است  

.هم باگفتنش بنايي دربهشت ساخته مي شود

 وهم جوازورودبه بهشت باآن آغازمي شود  

 وبرلواء حمد سه كلمه نوشته ونخستين آنها بسمله است 

 واولين نوشته خدا بابسمله آغاز شده است.

  اگرچهاركلمه بسمله  

 را به ترتيب بنويسيم خواهيم داشت :

بسم

الله

الرحمن

الرحيم

3

4

6

6

عددحاصل  به ترتيبي كه به دست آمده از مضارب 7 مي باشد :    6643 = 7 × 949

بسامد حروف اسم (الله)درنخستين آيه كتاب الله

دراينجا نيز نظم عددي 7 تايي به چشم مي خورد .اگربسامدهركلمه بسمله را نسبت به حروف غيرتكراري اسم جلاله يعني " الف ولام وهاء  " درنظرگيريم نتيجه شمارش چنين است :

جدول كلي بسامد حروف " الف ولام وهاء "  دربسمله

بسم

الله

الرحمن

الرحيم

0

4

2

2

عدد حاصل مضرب 7 مي باشد :     2240 = 7 × 320